مأمور فرمود و عبيد خان را در جرانغار باشليغ قرار داد و خود در قلب مقام اختيار فرمود .
آنگاه از دو جانب صداى كوس و تبيره و ولولهء كرنا و نفير و سورن « اللّه اللّه » غازيان و فغان « اللّه يار » بهادران ميدان داروگير مسموع ساكنان سپهر مستدير شده ، در آن حال دليران تيزچنگ و جوانان جوياى نام و ننگ از طرفين كميت و سمند تيزدو را به مهميز ستيز سراسيمه گردانيده ، خار خار تعلّقات جهان بىثبات را به آتش مردانگى سوخته ، قدم در مضمار كارزار نهادند . آنگاه تيغ و سنان كين بر يكديگر آزموده ، صيت جودت و جلادت در عرصهء گيتى انداختند . سنان برقآسا در آن روز قيامت انتما از شعلهء غضب منتقم جبّار ، مخبر ، و تيغ و خنجر جانستان در آن معركهء محشرنشان بر فرق و جگر مبارزان نزول حوادث آسمانى ، مظهر . خنجر لامع برهان قاطع مفسر « انت الباقى و كل شىء هالك » ، و گرز هايل از صدمهء دلاوران قابل معبر كيفيت عذاب اعمده مالك . تير مرگ تأثير چون ناوك غمزهء خوبان در هر آنى ناتوانى را در خاك و خون آغشته ، شعلهء اسلحه راهنماى سرگشتگان وادى خلافت گشته ، تفنگ مرگ آهنگ از قضاى مبرم و مرگ فجاء خبر مىداد .
القصّه ، سرداران ميمنهء ميمنت نما مانند جوقهء سلطان تكلو و حسين خان شاملو نخست بر مقابل خود جانى بيگ سلطان كه بر برانغار جنود مخالف به دو متعلّق بود تاخته و جانى بيگ سلطان نيز به مدافعهء ايشان شتافته ، به استقبال مبادرت نموده با يكديگر برآميختند . چابك سواران رزمجوى و سبك روحان تندخوى از طرفين فنون شجاعت و نامآورى و شيوهء جلادت و دلاورى بر يكديگر عرض نموده ، نقد حيات از مخزن ابدان هم مىربودند . در اثناء اين داروگير و استعمال تيغ و تير ، آثار ضعف گروه ميمنهء ميمنت نشان ظاهر گشته محمّد سلطان شرفالديناوغلى به تائيد سبحانى با جمعى از مبارزان نامى كه به جهت معاونت طرف مغلوب معين بودند ، مانند شير ژيان و نهنگ دمان به مدد آن جماعت مبادرت نمودند . سمند جهاننورد به جولان درآورد و [ 172 الف ] بسيارى از مخالفان را به تيغ و سنان جانستان از پشت زين ، سايهوار ، منطبق زمين گردانيد و بقيّة السيف را به زخم دورباش سنان و صدمهء تيغ جانستان مراجع گردانيد .
در آن حال تيرى از شست قضا به مركبش رسيده ، اسب از رفتار بازماند . امّا در ساعت يكى از ملازمانش ، چنو صبارفتار ، به آن فارس مضمار كارزار رسانيده حسن سلطان درغوزاوغلى نيز به معاونت وى معيّن گرديد و مرتبهء ديگر به امداد يكديگر بر مخالفان حمله بردند و از صدمات حملات متواتر ، معاندان را معاودت فرمودند و آثار اقتدار به ظهور رسانيدند . و از جانب مخالفان نيز گروهى انبوه به معاونت جانى بيگ سلطان آمده ، بالاخره جوقه سلطان از مقاومت عاجز گشته طريق فرار اختيار نمود و
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٩٦