تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣

79 جولان نمودن كميت سريع السير قلم در مضمار محاربهء خسرو محتشم با سلاطين ماوراءالنهر در موضع ساروقميش جام و انهدام بناى جمعيّت اوزبكيّه به اهتمام پادشاه شديد الانتقام

سبحان قادرى كه گرمى معارك دشمن‌سوز از آثار اهتزاز نسايم با افادت اوست ، و پاكامقدرى كه سردى مسالك اين مجمع تغييرپذيريست از زمهرير اقتضاى تقدير هواى او ، جبّارى كه ارادهء كثيرالافاده‌اش هرگاه به ازدياد جلال و امتداد اقبال ذى شوكتى تعلّق گيرد ، به وزيدن صرصر و تدبير قصير مخالفان و استعمال آلات تخريب معاندان ، قصورى به اساس شوكت و فتورى در كرياس دولتش پديد نيايد . قهّارى كه پيكر مهابت‌اثر غضبش بر گونهء فطرتى [ 170 الف ] كه تجلّى نمايد ، اساس شديد البنيان وى به سان طور شجاع وادى ايمن به يك چشم‌زدن فروريخته ، مبانى جمعيتش در اين ساحت دل‌فريب ، نشايد .
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 » . مصداق اين كلام و مفهوم اين تحرير بلاغت انتظام آنكه چون مدّت هفت ماه محاصرهء هرات بدان شدّت و مخاطره امتداد يافت و خبر قتل زينل خان بر وجه مسطور مسموع پايهء سرير عرش نظير گرديد ، رايات جاه و جلال از النگ خرقان كوچ بر كوچ متوجه خراسان گشته جوقه سلطان تكلو و چكركه سلطان شاملو حاكم سبزوار و چند امير نامدار ديگر را مقدّمهء لشكر فيروزى اثر گردانيده منقلاى ارسال داشت . امّا زمش بهادر « 2 » كه به حكم عبيد خان والى استرآباد بود و محافظت ثغر عراق نيز به وى متعلّق ، بعد از قتل زينل خان شاملو از استرآباد به دامغان شتافته ، قلعهء دامغان را كه در متانت با سبع شدّاد دمساز است ، در متانت افزود و آن حصار را به ذخاير بسيار و آلات حرب بيشمار مشحون داشته از روى استقلال همّت بر محافظتش گماشت و همگى در حفظ سرحدّ و مقاتله و مدافعهء جنود ظفر ورود قزلباش اهتمام نموده ، راه تماما مسدود
هامش
( 1 ) - آل عمران : 26 . ( 2 ) - ف : زينش بهادر .