حسين خان و محمّد سلطان شرفالديناوغلى از فرار عار داشته ، به قلب ملحق گشتند .
دليران قلب از وصول آن دو نامدار شكوهى ديگر يافتند و بر دفع مخالفان همّت گماشتند .
و جانى بيگ سلطان چون امراى ميمنه را به شپهء تير مرگ تأثير از پيش براند ، در عقب صف سپاه نصرت دستگاه مقام گرفته ، جنود ازبكيه را همچنان به رمى سهام مأمور گردانيد . از شپهء تير آن جماعت شتران بارى و الاغان اردوى بازارى در صف قتال و معركهء جدال درآمدند . بدين سبب ميدان جنگ بر غازيان رزم آهنگ تنگ گرديده ، مخالفان كشش و كوشش درگرفتند و جمعى كثير در اين وقت قتيل و جريح گرديدند . امّا به تائيد ايزدى زياده از اين مضرّتى به سپاه فيروزى دستگاه راه نيافت . و عبيد خان نيز از ميسره بر حمزه سلطان ذو القدر والى شيراز حمله برد . آن مدبر بىاستعمال آلات نبرد ، اقتدا به جوقهء سلطان نموده ، راه فرار اختيار نموده .
و چون هنگام گرمى معركهء قتال حكم جهانمطاع به آتش دادن توپ و تفنگ صادر گرديده ، توپچيان بر حسب فرمان به آن كار قيام مىنمود و از كثرت دخان و گرد ستور ساحت جنگ و فسحت سپهر دورنگ تار و تيره گرديده تراكم غبار و دخان به مرتبهاى رسيده بود كه دوست از دشمن متميّز نبود ، در خلال اين احوال بعضى از اويماق استاجلو بنا بر ملاحظهء ظاهر كه گمان مغلوبيت به سپاه منصور برده بودند ، از [ 172 ب ] معركهء كارزار روى گردان شده ، پاى نامردى در باديهء فرار نهاده ، خبر شكست سپاه نصرت دستگاه در اطراف و جوانب منتشر گشته ، محبّان خاندان مقدّسهء صفويّه و پيروان حضرات ائمّهء اماميّه مستأصل و مضطر ، آشكارا به زواياى اختفا منزل گزيدند .
بالاخره پادشاه مؤيّد من عند اللّه چون فضاى جهان را بدان و تيره تارى و تيره مشاهده نمود ، توپچيان را فرمود كه از آتش دادن تفنگ متقاعد گرديده در محل خود توقّف نمايند و بعد از انقضاى اندك زمانى ظلمت سما و تيرگى هوا منعدم گشته نير فتح و نصرت از افق
وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
« 1 » طالع گرديده به مضمون آنكه :
اوّل شكسته باش ، كه يوسف بر اوج جاه جا از پس مجاورت قعر چاه يافت .
پس از شكستگى آن چنان به نظر مرحمت سبحان لطيفهاى انگيخته ، چهرهء شاهد مراد به احسن وجهى جلوهگر گرديد ، چنان كه پس از ارتفاع تراكم گرد و دخان ، علم شاهى مجتمع پيرامن آن مشاهد پادشاه كامياب كامران گشت و بعد از امعان نظر روشن گرديد كه آن سياهى عبيد خان است كه در پاى آن رايت سفيد ايستاده در آن حال نسيم
هامش
( 1 ) - فتح : 3 .