تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
خروش فارسان مضمار جلادت از ايوان كيوان درگذشت . امّا عبيد خان از صدمهء توجّه غازيان شير صولت چون از ظاهر هرات متوجه ماوراءالنهر گرديد ، نزد كوج كونجى خان - كه در آن اوان سلطنت ماوراءالنهر به وى متعلق بود - رفته ، به تمهيد مقدّمات كاذبه او را با خود متفق گردانيد [ 171 الف ] و جانى بيگ سلطان و ساير سلاطين ماوراءالنهر نيز با وى در اين امر اتّفاق نموده جنود بيكران از حدود تركستان و ماوراءالنهر جمع آورده ، لواى توجّه به جانب خراسان بر عزيمت محاربهء پادشاه نوجوان برافراشته و چون با آن سپاه گران از آب آمويه به عزم رزم منتسب خاندان نبويّه عبور فرمود ، خبر اين نهضت در مشهد مقدسهء رضويّه به مسامع مجامع ساحت خلافت رسيد ، در نهضت به جانب دشمن از برق و باد سرعت عاريت نمودند و پادشاه مرتضوى نسب از سر صدق نيّت به روضهء طيّبهء روضهء رضويّه ، على راقدها الف السّلام و التّحيّة ، رفته ، از روحانيت امام و باقى ائمّه ، عليهما السّلام ، استمداد نموده ، از روى وثوق تمام متوجّه حرب سلاطين چنگيزى گرديد . و بعد از طىّ تلال و وادى در ولايت جام در موضع ساروقميش تلاقى عسكرين و تقارب فريقين اتّفاق افتاد . هر دو گروه كوه شكوه چون دماوند و الوند مستعد قتال و جدال گرديدند ، تا دست تقدير مالك‌الملك بىشبهه و نظير ، ابواب محاربه و مقاتله بر روى طرفين بگشاد . لاجرم صبحى كه خسرو طارم اخضر بر ابلق سپهر انور سوار گرديد و تيغ خون‌آشام از نيام شام بيرون كشيد و فسحت مملكت سپهر را از جنود انجم پرداخته جهان را چون درون عارفان فروغ بخشيد ، يعنى صبح روز شنبه يازدهم شهر محرّم الحرام سنهء خمس و ثلثين و تسعمائه [ 935 ه / 1528 م ] پادشاه شجاعت نهاد ، آن خسرو پاك اعتقاد پس از سودن جبههء اخلاص بر خاك نياز و عرض مسئلت از درگاه كريم كارساز ، جوشن توكّل پوشيده ، جرعه‌اى از روحانيت ساقى كوثر نوشيده ، پاى اعزاز در ركاب زرّين ساز دوازده به ترتيب سپاه فيروزى دستگاه پرداخته ميمنهء عساكر ميمنت مآثر را به وجود با وجود جوقه سلطان تكلو و حسين خان شاملو زيب و فر بخشيد و در ميسره سلطان جامشلوى ذو القدر والى فارس را مقرّر گردانيد و شير بيشهء پردلى و دلاورى ، محمّد سلطان شرف‌الدين‌اوغلى را با بسيارى از فارسان ميدان پردلى طرح گردانيد كه تا هريك از ميمنه و ميسره را كه به امداد و معاونت احتياج افتد ابواب نصرت بر روى ايشان مفتوح دارد و خود به نفس ميمنت صفات و ذات مرتضوى سمات در قلب لشكر چون آفتاب انور واسطة العقد سپاه نامدار گرديده ، رايت صفوى آيت برافراخت . [ 171 ب ] و از طرف مخالف ، كوج كونجى خان در برانغار جانى بيگ سلطان را با فرزندانش