و فراشى كه داشتند بر پشت بسته با عيال و اطفال متوجّه خروج مىشدند . بر دروب شهر جهت اين امر غازيان مشدّد و نويسندگان چون دد بر گماشتند كه پوشيده كسى از اجناس نفيسه يا از جنس آذوقه با خويش بيرون نبرند . بواسطهء اين عمل عاملان كسان را برهنه كرده زنان ايشان نيز نسوان آن جماعت را عريان نموده غايت تفحّص به عمل مىآوردند . ازدحام مردم از خواص و عوام بر دروب شهر در آن ايّام به مرتبهاى مىرسيد كه بسيارى از مردم شبانروزى بر دروازهء شهر با كوچ و متعلّقان بىسامان توقف مىنمودند تا نوبت خروج بديشان مىرسيد .
پس از اين تحقيق موحش و تفتيش لا يعنى از خانوارى كه عبارت از مرد و زنى بوده باشد پنجاه دينار ستانيده ايشان را بيرون مىگذاشتند و از اين اخراج قلّت مردم در درون شهر به مثابهاى رسيد كه احيانا كسى در كوچه و بازار از رعايا به نظر درنمىآمدند . بواسطهء اين تدبير فيالجمله تنقيص بر طرف گشته [ 169 ب ] اضطراب مردم تسكين پذيرفت ، امّا نمك به غايت عزيز الوجود بود چنان كه يك من به سنگ هرات به مبلغ سيصد دينار تبريزى بيع و شرى مىنمودند ، مع ذلك ناياب بود و ارباب تنعّم كه لعل و ياقوت از غايت نزاكت در دست نگرفتندى قدرى نمك در تلفيف دستار نهان كرده در وقت اكل غذا بيرون آورده بر زبان مىسودند و چون از اكل فارغ گشته باز از روى اعزاز تمام در تلفيف دستار نهان مىنمودند .
القصّه ، محاصرهء پرمخاطره بر اين وجه مدّت هفت ماه امتداد يافته خبر عافيت اثر متوجّه رايات جلال شايع گشته به تواتر انجاميد . مقارن اين حال خبر قتل زمش بهادر توجّه عساكر نصرت مآثر گرديده لاجرم صبحى كه از اثر توجّه نيّر اعظم خيل و حشم مواكب كواكب نابود و مفقود گرديده فضاى جهان از تراكم ظلمت پاك گرديد و جنود انجم از اشعّهء تيغ خونريز عرصهء سپهر انهزام يافته فروغ لمعان قرب وصول خسرو افلاك اطراف آفاق منوّر گردانيد ، عبيد خان در غايت رعب و هراس از ظاهر دار السّلطنهء هرات كوچ كرده متوجّه ماوراءالنهر گرديد و محصوران بلدهء هرات از انواع آفات نجات يافته به اداى مراسم شكر حضرت عزّت جلّ اسمه قيام نمودند و از مجلس محنت و مشقّت بيرون آمده در فسحت استراحت به سير بساطين و كشت خراميدند .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٩٢