تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
داشت و از عدم اينان و نقش موافق غضبان به سخنان واهى آن جماعت التفات نمىفرمود و ايشان در آن حالت بر آن طلب اصرار نموده مبالغه از حد مىگذرانيدند تا به حدّى كه قوّت غضبى بر خواجه مستولى گشته جوابى كه از صرصر فرع هوايش نيران كينهء ديرينهء ايشان التهاب پذيرفت تقرير نمود . بعد از قيل و قال بسيار آن جماعت معروض داشتند : « اگر مواجب و ادرار ما تكميل نمىيابد ما را از ملازمت شاهزاده معاف داشته رخصت اطلاق بايد داد تا به هر جايى كه خواهيم برويم » . خواجه در جواب ايشان از روى خشونت باز اعراض آغاز نموده فرمود : « به بئس المهاد ! به هرجا كه اراده داريد رخصت است » . آن جماعت بر طبق آن رخصت وثيقه‌اى طلب داشته تا در رفتن ايشان حجّت باشد و خواجه از غايت فوران مزاج و حدّت اعراض قلم و دوات طلب داشته خطّ رخصت و اطلاق ايشان به دست خويش تحرير نموده مهر بر آن گذاشت . آن جماعت خط اطلاق اخذ نموده در ساعت نزد يوزباشى خويش ( 120 ) ، كه مسمّى به يار احمد خليفه بود [ 160 الف ] و منصب ده‌ده‌گى شاهزادهء سامى نيز به وى متعلّق بود رفته شرح اجوبه و اسوله‌اى كه ميان ايشان و خواجه گذشته زياده بر وقوع تقرير نمودند و خطّ اطلاق - كه خواجه به يد تعصّب از روى اغراض نوشته بود - به وى دادند . يار احمد خليفه كه امثال اين مقدّمه استماع نمود نايرهء غضبش اعتلا يافته بر طبق طبيعت بهيمى تبعه و ملازمان خود را جمع نموده هم در آن روز قطع رشتهء حيات آن خواجهء پسنديده صفات وجههء مهمّات گردانيد و روزى ديگر از وقوع اين مقولات به حسب اتّفاق سراج سلطان ، عمّ دورميش خان ، و ساير اعيان حضرت را طلب داشته بساط ضيافتى ممهّد گردانيد و بزمى در غايت نزاهت و طراوت ترتيب داده هر طرف ساقيان لاله‌عذار در اقداح زرنگار باده‌هاى ريحانى ارغوانى بر حريفان صحبت مىپيمودند و مطربان خوش آواز و مغنيان نغمه‌پرداز به صداى اوتار و ناله‌هاى مزمار صلاى عيش به محفل ناهيد مىرسانيدند . در اثناى گرمى هنگامهء صحبت يار احمد خليفه با متابعان خويش چون حوادث نازله بدان انجمن نزول نموده سنگ تفرقه را در شيشه خانهء معاشران انداختند و قضيّهء عدم وصول ادرار و مرسوم و رخصت آن قوم كه خواجه از روى اعراض به خطّ خويش مرقوم گردانيده بود ظاهر ساخت و با خواجه از