تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠

72 گفتار در بيان وفات خان عدالت شعار دورميش خان و جلوس برادر اعيانىاش حسين خان بر مسند فرماندهى هرات

چون عادت مشتمل بر افادهء [ 158 ب ] حىّ لا يزال و حكمت مقترن به منفعت ملك متعال الّذى لا يهتزّ رياح الفنا على ساحة عظمته و لا سبيل النقص إلى أركان ملكه نسبت به بعضى افراد انسانى بر اين نهج جارى گشته كه چون صاحب مكنتى رخت هستى از لجّهء فنا به ساحل بقا كشد و دست قضا بساط زندگانى او درنورديده از اين تنگناى محنت‌افزا به فضاى رياض قدس خرامد جمعى كه از پرتو مهر اقبالش اقتباس اشعهء دولت نموده از فيضان سحاب مكرمتش نشو و نما يافته باشد بعد از ارتحال وى عن‌قريب از عقبش رايت اقتفا برافرازند . بر همگنان عيان است كه علاقهء ربط و خصوصيّتى كه پادشاه مرحوم را نسبت به نوّاب دورميش خان بوده به هيچ‌يك از اعاظم امرا و مقرّبان نبوده ، بنابراين پس از مراجعت سلاطين ماوراءالنهر به دستور پادشاه مبرور بواسطهء شرب مدام و قلّت اقتضاى طعام به مرور ايّام فتور به اعضا و نقص به احشاى خان پسنديده صفات راه يافته پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و روز به روز اين عارضه تضاعف پذيرفته قوى از مقاومت در عقبهء عجز مضطر گرديد و به همان عارضه كه پادشاه مبرور از اين جهان پرغرور انتقال فرمود ، يعنى به اسهال كبدى مبتلا گرديد . تقويت اطبّاى مسيحادم و حكماى بقراط شيم به استعمال ادويهء نافعه و اغذيهء لطيفه مفيد نمىافتاد تا آنكه در سنهء اثنين و ثلثين و تسعمائه [ 932 ه / 1525 م ] آن خان عالىشأن از دست ساقى قضا جرعهء فنا نوشيده در محفل حريفان
إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً
« 1 » از رنج خمار برآسود ، نظم :
در اين ره خواه سلطان خواه درويش * به آخر عقدهء مرگ است در پيش
هامش
( 1 ) انسان / آيهء 5 .