حضرت صلاح وقت در آن ديدند كه حسين خان به دستور برادر مغفور لله و راتق و فاتق ممالك خراسان بوده بر طبق آن منشور موفور السرور ايالت خراسان از سر حدّ سمنان تا فصل مشترك طخارستان ( 119 ) به اسم نامى برادر ارشد سام ميرزا و به دستور دورميش خان للهگى و اميرالامرايى به حسين خان با لقب خانى و رقم و خلع فاخره جهت نوّاب شهزادگى و ملازمان خانى مرقوم قلم عطارد رقم منشيان آستان سعادتنشان گرديده مصحوب يكى از قورچيان عظام ارسال گردانيد و نيك و بد مهام خراسان به رأى و رؤيت [ 159 ب ] وى متعلق گردانيد .
73 ندبه نمودن قلم بر زبان صرير در بيان قتل خواجهء پسنديده صفات خواجه حبيب اللّه و اولادش بنا بر طغيان و عصيان شاملوان
فرمان واجب الاذعان پادشاه نوجوان چون مجدّدا به اسم سامى شاهزاده سام و للهگى حسين خان به دار السّلطنهء هرات رسيد نوّاب حسين خان متوجّه مهمّات رعايا و لشكرى گشته نخست به بذل مواجب و انعام لشكرى فرمان داد .
در خلال اين احوال طايفهاى از مردم شاملو به اغواى اهل حسد
فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
« 1 » به خاطر شرارت مآثر قرار داده بودند كه به هنگام وجدان فرصت خواجه حبيب اللّه مكرمت صفات را از زيور « 2 » حيات عارى گردانيده به تندباد بيداد نهال زندگانى آن خواجهء نيكوخصال را از منهل وجود بپردازند . بدين عزيمت انتهاز فرصت مىنمودند تا در اين وقت كه از مواجب و مرسوم بعضى غازيان كه بر ولايت اسفزار اطلاق نموده بودند جز وى منكسر گشته به طلب آن وجه به خدمت خواجه شتافتند . در آن وقت خواجه به لعب نرد اشتغال
هامش
( 1 ) مسد / آيهء 5 .
( 2 ) م : ديوان .