و غلغلهء سواران مسموع ايشان گشته خوف و هراس بىقياس بر ايشان مستولى گرديد و از غايت سراسيمگى سونجك سلطان از مجلس برخاسته بىاختيار در حوض آبى كه قريب به مجلس ايشان واقع بود افتاده همچنان با لباس رطوبت ناك گلآلود به ميان اشجار انبوه پنهان گرديد و عبيد خان نيز سراسيمه به مربط اسب شتافته عقود ريسمانى كه اسبش بدان مربوط بود ناگشوده سوار گرديد و در حالت ركوب يكى از حضّار آن مقام ريسمان را گسيخته در غايت سرعت از طريق غير متعارف به مستقرّ خويش ، كه باغ آهو بود ، متوجّه گرديد .
غازيان منصور به آن خيال كه در درون باغ از بهادران جمعى كثير حاضرند به همان كوشش اكتفا نموده بعد از انكسار ابواب مظفّر و منصور مراجعت نمودند و هريك سرى با اسب و يراق به نظر فرخنده اثر شاهزادهء و الا و خان معدلت انتما درآوردند . مراحم خسروانهء شاهزاده و خان سرافراز گرديده بين الاقران رايت تفوّق برافراختند .
چون جلادت و تهوّر غازيان شجاعتآيين بر مخالفان مغلوب كرّة أخرى به ظهور پيوست بر ايشان لايح و واضح گرديد كه فتح دار السّلطنهء هرات با وجود شاهزادهء والانژاد و خان معدلتنهاد از قوّت امكان ايشان مسلوب است و از اصرار بر محاصرهء سواى تضييع سپاه و كسر ناموس سلطنت امر ديگرى به حصول نمىپيوندد ، لا جرم بعد از انقضاى چند روز از اين واقعه از ظاهر هرات كوچ كرده به صوب ماوراءالنهر رايت مراجعت بلند گردانيدند و محصوران هرات از تضييق محاصره و تنقيص عسرت نجات يافته به محامد شكر الهى قيام نمودند .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٦٩