اشارت فرمود تا منشيان آستان سلطنتنشان از زبان شاهزادهء كامياب در جواب [ 157 الف ] آن مزخرفات اين مضمون مرقوم قلم بيان گردانيدند كه :
« زبدة الخواقين كوج كونجى خان به عنايت خسروانهء صفويّه مستظهر بوده بداند كه نشانى كه به للهام دورميش خان ارسال داشته بوديد به نظر مرحمت آثار ما درآمده مضمونش به ميزان خرد سنجيديم . از تو به غايت عجيب نمود كه با وجود تجربه در امور و اختلاط و آميزش با نزديك و دور و ديدن معارك و طىّ مسالك مهالك از وى امثال اين امر ممتنع الوقوع استدعا نموده آمد ، بيت :
اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه تست * عِرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى
بايد كه در روز طبل كوچ كوفته به جانب مستقرّ خود شتابى و از نهايت هجوم قيامت رسوم تيغبندان درگاه انديشه نمايى و در سدّ ابواب ناموس سلطنت خود كوشى و طريق سلامت را غنيمت شمارى و الّا آنچه از پادشاه باباام - أنا اللّه برهانه - به شيبك خان رسيده به رأى العين مشاهده نمايى ، من أنذر أعذر » .
چون نشان مسطور بر اين وجه به خاتمه موقّع گرديد مصحوب همان فرستاده نزد وى ارسال گردانيدند .
كوج كونجى خان از استماع آن جواب دلنشان از ارسال فريب نامهء خود نادم گشته ابواب مراسله مسدود ساخت و طوايف اوزبكيّه را مرتبهء ديگر بر قتل و نهب تحريص نموده تسخير هرات پيشنهاد همّت گردانيد و مكرّرا از اطراف و جوانب شهر ازدحام و غوغا پيش برده ابواب مقاتله مفتوح گردانيد ، امّا هر مرتبه جز شكست فاحش و تضييع لشكر چيزى ديگر مشاهده ننمود . روزگارى بدين و تيره در تضييق و تنقيص حال مسلمانان كوشيده در هر چند وقت بر امر محاربه اقدام مىنمود .
از تواتر اين احوال حارسان ملك و ملّت و غازيان غضنفر صولت بر محاربهء ايشان دلير گشته هر روزه فوجى از دليران كارديده عزيمت خروج از شهر مىنمودند و به آتش كارزار دود از نهاد آن قوم برمىآوردند . بر عادت هر روزه يك روز در وقت نصف النهار نوّاب انيس الحضرة الخاقانيّة بر فراز برج