مأمورند به مدد و اعانت احتياج افتد ابواب استمداد بر روى روزگار ايشان مفتوح دارد . [ 156 ب ]
آنگاه به تاريخ احدى و ثلثين و تسعمائه [ 931 ه / 1524 م ] سلاطين چنگيزى به ظاهر دار السّلطنهء هرات رسيده كوج كونجى خان ، كه مقدّم و رأس آن طايفه بود ، در قريهء شاميانه ، كه از نفس شهر تا آنجا نيم فرسخ مسافت است ، نزول نمود و ولد ابو سعيد سلطان از حواشى پل دزق را تا قريهء فرزن ( 116 ) خيام مسكون به اوتاد كين مربوط گردانيد و سونجك سلطان در باغ مراد بساط اقامت بگسترانيد و عبيد خان ( 117 ) با توابع خويش در باغ آهو و حوالى آن رايت استقلال برافراخت .
پس از قرار و استقرار در مواضع معيّنه كوج كونجى خان و ولد ابو سعيد سلطان نخست از طرف درب فيروزآباد لواى مجادله بلند گردانيده غايت اقتدار به ظهور رسانيدند . خواجه حبيب اللّه نيز به استعانت غازيان غضنفر آثار استقبال آن جماعت را وجههء همّت ساخته آن مقدار كوشش نمودند كه اوزبكيّه از كوچه بند قدم فراتر نتوانستند نهاد . در آن اوقات چند مرتبهء ديگر از اطراف و حوالى شهر طوايف اوزبكيّه در مضمار كارزار طريق سعى و اجتهاد مسلوك داشته آنچه مقدورشان بود به عمل مىآوردند و هر مرتبه از صدمهء مدافعهء حارسان ملك و ملت خايب و خاسر مراجعت مىنمودند . چون معلومشان گشت كه انتزاع بلدهء هرات از تصرّف شجعان معارك ثبات به وسيلهء محاربه و ذريعهء مقاتله متعسّر است بل متعذّر ، كوج كونجى خان كه مدار عليّهء آن سپاه رزمخواه بود از طريق مصالحه استمالتنامهاى مشتمل بر وعد و وعيد به نوّاب دورميش خان ارسال نمود و خلاصهء مراسله آنكه :
« عمدة الخواص دورميش خان به عنايت بىغايت مخصوص گشته ترك عناد و نزاع نمايد و مقاليد شهر و قلاع متصرّفه را تسليم گماشتگان ما نموده از مخالفت بپرهيزد تا در سلك ملازمان و نامداران عتبهء ما اندراج يافته از حوادث و انقلاب روزگار مصون ماند و الّا از صدمهء تيغ جهانگير ما به تو رسد آنچه عبرت ساير معاندان گردد » .
بعد از اطّلاع انيس الحضرة الخاقانيّة بر مضمون آن نشان پريشان و مقالات واهى آن خان عالىشأن ، آن نوشته را به خدمت شاهزادهء عالميان آورده
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٦٦