تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
خانى غيرت‌افزاى بروج آسمانى گرديد و به وضوح پيوست كه امير خان به قلم انديشه و عصيان نقش مخالفت و طغيان بر لوح ضمير مىنگارد ، بنابراين به خاطر نوّاب خانى كه مطلع انوار ربّانيست چنان خطور نمود كه به نفس نفيس به جانب سبزوار شتافته به شرف ملازمت شاهزادهء كامياب مشرّف گردد و به تقرير كلمات فتنه‌نشان ابواب اطمينان بر روى احوال امير خان بگشايد . روزى ديگر با جمعى از خواص بدان جانب نهضت فرموده مراسم اتّحاد و و داد مسلوك گردانيده از جانبين به لوازم گذرانيدن هدايا و تحف قيام نموده مجلس بزم ممهّد گردانيدند و اقداح راح ريحانى از دست ساقيان در غايت دلستانى داير گرديد . در آن مجلس انيس البهيّه چندان سخنان محبّت‌آميز و كلمات مودّت‌انگيز مسموع امير خان گردانيد كه وى را يقين گرديد كه امارت خراسان به دستور به او متعلّق است ، لا جرم از مقام فتنه و شور گذشته عازم هرات گرديد و نوّاب دورميش خان هم از آن مقام مظفّر بيگ نامى را نزد ظهير السّلطنة فرستاده بر زبان پيغام بگذرانيد كه : « به موجب فرمان قضا جريان به خراسان نزول نموديم ، شاهزادهء كامياب طهماسب ميرزا به اتّفاق اميرالامرايى امير خان و سپاه فراوان متوجّه قندهار بودند و بنا بر محبّت و و داد ، كه نسبت به ملازمان پادشاهى در دل و جان اين دولتخواه ثابت و پايدار است ، به التماس تمام شاهزادهء والامقام و خان ذوى الاحترام را از اين عزيمت متقاعد گردانيديم و عنان اقبالشان به طرف هرات انعطاف داديم . اميد چنان است كه پادشاه جهان نيز طريق اتّحاد مسلوك داشته از ظاهر قندهار به طرف كابل عنان تاب گرداند تا شجاع بيگ ، كه در سلك دولت‌خواهان پادشاه صفوى انتساب منتظم گشته ، مجال يافته به درگاه جهان‌پناه شتابد و بايد كه وفا و وفاق بين الجانبين به خلاف و نفاق تبديل نيافته من بعد نوعى نگردد كه مخالفت را گنجايش دخول باشد » . [ 146 ب ] بعد از ارسال مظفّر بيگ ، نوّاب دورميش خان به اتّفاق امير خان در ركاب شاهزادهء عالميان روى اقبال به دار السّلطنهء هرات آوردند و در ساعتى مختار ، كه سعدين كسب سعادت از آن وقت مىنمود ، باغ شهر از نزول تنوير جبين خورشيد نظير شاهزادهء سعادت قرين رشك أعلى عليّين گرديد و نوّاب دورميش خان در منزل مير محمّد ولى بيگ نزول اجلال فرموده زينل خان نيز در يكى از بساتين نزه رحل اقامت بگشاد .