الطاف بنواخت و به دستور معهود مهر خود را بدان حضرت سپرد و سرپنجهء اقتدارش را در قبض و بسط و حلّ و عقد و دادوستد و تمشيت امور ملكى و مالى تمام ولايات خراسان قوى و مطلق گردانيد . آن خواجهء نصفت شعار من حيث الاستقلال بر مسند حكومت و فرمانفرمايى متمكّن گرديده همگى همّت عالىنهمت به تمهيد بساط نصفت و رعيّتپرورى مصروف داشت و به قلم محاسن آداب و مكارم اخلاق نقش رفاهيّت و فراغ بال بر صحايف ضماير فرق برايا ، كه ودائع حضرت آفريدگار جلّ جلالهاند ، نگاشت و به تفتيش احوال طوايف انسانى از مظلومان شكسته بال و مغمومان پريشان احوال از سپاهى و رعايا و ارباب فضل و حرفه و مزارع به قدر امكان سعى بليغ و اهتمام بجاى آورده دست تقلّب متغلّبه از دامان عرض فقرا و عجزه كوتاه گردانيد و نخست به اشارهء نوّاب خانى به سرانجام مهام امرا و سپاه پرداخته ايالت مملكت استرآباد با توابع و منسوبات به زينل خان متعلّق گردانيد ، زين العابدين سلطان را به حكومت ولايت اسفراين تعيين فرمود ، احمد سلطان افشار را در ولايت فراه ( 112 ) و اسفزار حاكم گردانيد و برون سلطان تكلو را [ 147 ب ] در ولايت مشهد مقدّس رضيهء رضويّه - على راقدها ألف السّلام و التّحيّة - مطلق العنان گردانيد . همچنين ساير بلاد و قصبات خراسان را به ساير امرا و سران سپاه قسمت نموده مهما امكن در ضبط و ربط و معمورى و آبادانى بلاد و امصار سعى موفور به ظهور رسانيده مردم نيك نفس به انصاف را در مهمّات ملكى و مالى دخل داد و اشرار مردم آزار را بر خاك مذلّت و خوارى نشانيد و آنگاه روى توجّه به جانب رعايا و عجزهء بلدهء مزبور و بلوكات هرات آورده جمع جميع قرا و مواضع كه در ايّام حكومت امير خان زياده بر مقدور رعايا واقع بود تخفيف داده به خاطر خواه ايشان قرار داد و مواضع و ناحيهاى كه نامزروع بود آبادان و مزروع ساخته رعاياى محتاج را به امداد باج و رفع خراج ابواب سعت معيشت بر روى روزگار برگشاد . همچنين از مقرّرى صناع و محترفه مبلغى كلّى تخفيف داده محتاجان را به امداد و مساعده خوشحال و مستمال گردانيد .
بعد از فراغ از مهمّات سپاهى و رعيّت نظر تربيت و اعزاز بر احوال ميمنت مآل سادات و علما و فضلا و شعرا و ساير ارباب عمايم و استعداد افكنده هريك را فراخور استعداد سيورغال و وظايف و انعام و ادرارات خوشحال و
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٤٦