بنياد نامى از ملازمان زينل خان به دار السّلطنهء هرات رسيدند و خبر توجّه آن دو خان عالىشأن رسانيدند كه عنقريب داخل خراسان مىگردند . از اين جهت اضطراب امير خان سمت تزايد پذيرفته نوبتى ديگر يورش قندهار پيش گرفت و از باغ جهانآراى در ملازمت شهزادهء كامياب به صوب قصبهء اسفزار ( 111 ) در حركت آمد . هنوز در حوالى آن ديار بود كه ساحت ولايت خراسان از طلوع ماهچهء رايت دورميش خان اضائت پذيرفت . شب محنت اهل خراسان به روز عشرت تبديل يافته غلغلهء بهجت و شادمانى از طرب سراى ناهيد درگذشت ، شعر :
مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد
از غم هجر مكن ناله و فرياد ، كه دوش * زدهام فالى و فرياد رسى مىآيد
65 تزيين مقال در بيان ارتفاع پايهء قدر و منزلت شهزادهء كامياب سام ميرزا و تفويض مملكت خراسان و ورود رايت اقبال آيت انيس الحضرة البهيّه دورميش خان به خراسان
رأى گيتىآراى پادشاه جهانگشاى بعد از اطّلاع بر ويرانى ممالك خراسان و قتل امير محمّد بن امير يوسف به تيغ سياست امير خان ، بر آن قرار گرفت كه شاهزادهء عالميان طهماسب ميرزا را به پايهء سرير عرش نظير طلب نموده امير خان را از حكومت آن مملكت معزول سازد و شاهزادهء كامكار سام ميرزا را حاكم دار الملك خراسان نموده رايت معدلت انيس البهيّه دورميش خان را به وسيلهء منصب للهگى در اطراف و بلاد آن ديار برافرازد . بر اين جمله فرمان قضا جريان به مدارج صدور رسيد كه طغرانويسان درگاه بر طبق
إِنَّ الْأَرْضَ [ لِلَّهِ ]