كيهانپوى پيش گرفت .
بعد از ايصال و اطّلاع بر اين احوال على بيگ ذو القدر منظور نظر كيميا اثر پادشاه گردون توان گشته ايالت شيراز به وى مفوّض گرديد ، بيت :
يكى گر رود ديگر آيد بجاى * جهان را نمانند بىكدخداى
آن زمستان كه قشلاق هميون در تبريز واقع شد امير سلطان تركمان ، كه مملكت قاين و قهستان خراسان به اقطاعش مقرّر بود ، به درگاه گيتى پناه شتافته شمّهاى از خرابى خراسان كه بنا بر بليّهء غلا و عبور اوزبكيّه كه به سبيل تاخت روى داده بود معروض پايهء سرير خلافت گردانيد . و مقارن اين حال ديو سلطان روملو از بلخ آمده خروج محمّد زمان ميرزا ، نبيرهء خاقان منصور سلطان حسين ميرزا ، و طغيان امير اردوشاه در ولايت غرجستان و چقچران معروض داشت .
وى نيز شمّهاى از قحط و غلا و عبور تاختوتاز اوزبكيّه و عدم قدرت زينل خان بر دفع فساد آن طايفه و خرابى خراسان و خراسانيان مجددا معروض ايستادگان درگاه عرش اشتباه گردانيد ، لا جرم دفع اختلال احوال خراسان و خراسانيان مطمح نظر والاى خسرو زمان گشته در باب انهدام مبانى شوكت اعداى دين و دولت رايت اهتمام مرتفع گردانيد -
يَفْعَلُ ما يَشاءُ
. « 1 »
51 زينت و بها دادن اين صحيفهء نامى از تفويض ايالت خراسان به شاهزادهء عالميان طهماسب ميرزا و پديد آوردن رفاهيّت و وسعت معيشت فرق برايا از فرّ قدوم ميمنت لزوم
چون خبر اختلال احوال خراسان و خراسانيان و اشتعال نايرهء فساد اوزبكيّه و ميرزا محمّد زمان مكرّرا مسموع بارگاه جلال گرديد پرتو عنايت بىنهايت
هامش
( 1 ) آل عمران : 40 .