تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
روز در تزيين « 1 » مجلس بهشت‌آيين از نهانخانهء خيال به ساحت ظهور رسانيدند . [ 123 ب ] بعد از مراسم زينت و آرايش سران رعايا و مزارعان و ارباب حرفه نيز استقبال موكب ظفر قرين نموده آنچه استعدادشان به آن وافى بود از روى نياز نثار و ايثار گردانيده زبان به شكرانهء اين نعمت بيكران گشودند . بعد از انقضاى چند روز به هنگامى كه حرارت طبيعى فصل بهار سورت فسردگى شتا را شكسته خسرو نوشكفتهء گل بر سرير زمرّدفام گلبن نشست و از طراوت روى و طينت بوى اطراف مملكت چمن را منوّر و معطّر گردانيد ، صحرانشينان كه از صولت لشكر برد در زواياى اختصار بسر مىبردند از كنج عزلت قدم به ساحت باغ و راغ نهاده آغاز جلوه‌گرى نمودند ، ساكنان ولايت بستان كه از دست تعدّى جنود زمستان برهنه و عريان مىزيستند به خلعت فيروزى و لباس نوروزى مباهى گرديدند طهماسب ميرزا باغ شهر را از نور طلعت خورشيد زينت داده بر مسند اقبال و وسادهء اجلال متمكّن گرديد . آنگاه ابواب رعيّت‌پرورى و مرحمت‌گسترى بر روى روزگار فرق برايا برگشاده مردم خراسان را در آن بهار گلهاى كامرانى در چمن امانى شكفتن گرفت و از رشحات سحاب مواهب ايزدى رياض اميد هرويان صفت خضرت و نضارت پذيرفته از يمن قدوم بهجت لزوم شاهزادهء كامكار در آن سال مزروعات صيفى و شتوى در نهايت جودت رفع شده از كثرت محصولات عسرت به عشرت تبديل يافت و نيّر فراغ بال و رفاه حال از سپهر عنايت واهب ذو الجلال طالع گشته بر وجنات احوال كبار و صغار تافتن گرفت . امير خان بر حسب فرمان قضا جريان منصب صدارت عالى و پيشوايى سادات و قضات و ارباب عمايم به امير غياث الدّين رازى مرجوع داشت و آن جناب من حيث الاستقلال و الانفراد متكفّل امر جليل المراتب صدارت گشته به سيورغات و وظايف و ادرارات ارباب استعداد و استحقاق بموجب احكام مطاعه و شروط واقف به امضا مجرى داشته در تمشيت امور شريعت غرّا نهايت اجتهاد مبذول داشت و منصب وزارت امير خان و ضبط اموال ديوانى ممالك خراسان به شيخ مجد الدّين كرمانى تعلّق گرفته [ 124 الف ] از حسن انصاف و اخلاق مرضيهء آن جناب مهام رعايا و مزارعان با حسن وجهى سرانجام پذيرفت ،
هامش
( 1 ) ف : تزوير .