تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
داراى زمان شامل حال عجزهء خراسان گشته به خاطر خطير خطور نمود كه فرمانفرماى ممالك خراسان از حدود سمنان تا كنار جيحون به شاهزادهء جوانبخت زيبندهء تاج و تخت طهماسب ميرزا متعلّق سازند و امير سلطان موصلو را [ 123 الف ] به لقب خانى سرافراز ساخته لله و راتق و فاتق مهام آن حضرت گردانيد و زمام حلّ و عقد و دادوستد ولايات مفوّضه در قبضهء اختيار و أنامل اقتدار امير خان موصلو نهاد . همچنين بر اين موجب فرمان لازم المطاع از موقف جلال صادر گرديده حكم جهان‌مطاع إصدار يافت كه امر صدارت شاهزادهء عالميان و پيشواى اكابر و اعاظم و ارباب عمايم و ربط و بسط موقوفات محروسهء خراسان به رأى و رؤيت امير غياث الدّين محمّد بن امير يوسف متعلّق باشد . نوّاب امير خان فرامين واجب‌الاطاعه را به مهر مهر آثار مزيّن ساخته در ركاب شاهزادهء والاجناب عازم خراسان گرديد و جهت استمالت رعايا و تسلّى خاطر كافهء برايا برادر اعيانى خويش ابراهيم سلطان را پيشتر به دار السّلطنهء هرات ارسال داشت تا بشارت توجّه موكب هميون شاهزاده را به اهالى و رعاياى بلاد خراسان رساند . ابراهيم سلطان بر حسب فرمان امير خان در حركت مسارعت نموده در اوايل سنهء احدى و عشرين و تسعمائه [ 921 ه / 1515 م ] به دار السّلطنهء هرات رسيد و ازپاىفتادگان ستم را به دستيارى مرحمت و احسان از خاك عسرت و مذلّت برداشته به تفقّد احوال همگنان پرداخت . زينل خان مقاليد شهر و حصار تسليم نموده متوجّه درگاه سلطنت پناه گشت . چون روزى چند ابراهيم سلطان كامكار به امر حكومت اشتغال نمود در ماه ربيع الاوّل سال مذكور خبر قرب وصول مواكب كواكب مراتب شاهزادهء عالميان و نوّاب امير خان شيوع يافت . پرتو انوار اين مژدهء خجسته بر پيشگاه ضماير اكابر و اصاغر تافت . نخست امير غياث الدّين محمّد بن امير يوسف با سادات و قضات و اكابر و اصاغر و ارباب عمايم به لوازم استقبال استعجال نموده مراسم نياز و پيشكش بجاى آوردند . ساير فرق برايا از مزارع و سوقيّه به اشارهء ابراهيم سلطان به آيين بستن اسواق و دكاكين و زينت جدار محلّ عبور اشتغال نمودند و هر نقش سحرنما و صورت غرايب انتما كه به قلم اختراع و ابداع بر صفحهء انديشه و لوح ضمير هنروران بدايع پيشه تحرير و تصوير يافته در آن