تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
خوزانى به وفور فراست و كاردانى و وقوف بر امور جهانبانى از اقران عهد غايت امتياز داشت و در ضبط و ربط مهمّات جهاندارى رايت بىمثلى برمىافراشت ، پادشاه دين پناه بعد از ارتحال امير نجم الدّين مسعود زرگر زمام وكالت در قبضهء درايت آن جناب نهاده او را صاحب اقتدار مطلق گردانيد و به خطاب مستطاب نجم ثانى سرافراز ساخته مرتبه‌اش در جميع امور از وزرا و مقرّبان درگاه عرش اشتباه بگذرانيد . امير نجم الدّين ثانى مدّت چهار سال در كمال استقلال به مهام كلّى و جزوى ممالك پادشاه جم‌جاه پرداخته امور معظّم معمورهء عالم بر نهج عدالت و صواب به كفايت مقرون گردانيد ، تا آنكه درگاه رعيّت پناهش مورد اشراف و اعيان عالم و مرجع اكابر و اصاغر بنى آدم گشته از اسباب جاه و جلال و موجبات دستگاه آن مقدار جمع آورده بود كه پايهء قدر و منزلتش از اكثر سلاطين نافذ فرمان بلكه از جميع خواقين عالىشأن درگذشت . كميّت ملازمان درگاهش به پنج هزار سوار مكمّل حاضر يراق رسيده وفور خزاين و اموالش از استيفاى محاسبان ذى فطنت متجاوز گرديد . راتبهء هر روزه‌اش قريب « 1 » به صد رأس گوسفند بودى و مرغ و توابل مطبوعات درخورند حاجت صرف شدى . در سفر مذكور با آنكه رعايت اختصار نموده تمامى اسباب از آب بگذرانيده بودند هر روز سيزده ديك از نقرهء خام جهت پختن طعام در مطبخش بر ديگهاى سيمين منصوب بودى و انواع اطعمهء ملوّن بر اطباق زرّين و سيمين و چينى فغفورى در نظر خلايق بر خوان آراستندى . از ثقات مرويست كه در آن طرف آب شخصى در وقت كشيدن آن موايد امير صاحب تدبير حاضر بود « 2 » بر زبان اعجاب از صاحب جمع بيوتاتش [ 105 ب ] سؤال نمود كه : هر روزه اين مقدار مصالح از كجا سامان مىيابد ؟ جواب داد كه : به عنايت الهى گوسفند و مرغ و شكر و ساير حوايج طبخ مهيّاست ، امّا هر روزه از توابل ده من ضرورت مىشود و در سامان آن اندك تردّدى ضروريست . غرض از تحرير اين مقال آنكه چون كوكب جاه و جلال آن امير صاحب تدبير به اين مرتبه ترقّى نمود به كثرت دستگاه مغرور گشته بىآنكه از پادشاه مؤيّد منصور رخصت يابد تكفّل تسخير ماوراءالنهر شده آن امر خطير را آسان
هامش
( 1 ) م : مرتب . ( 2 ) ف : صايب . . . بود : حذف .