گذرانيده غاشيهء اطاعت بر دوش استطاعت كشيدند . همچنين سادات و قضات و اشراف و اعيان از بلاد و قصبات خراسان كمر انقياد بر ميان بسته شرايط فرمانبرى به جاى آوردند و آن جناب همگنان را [ 104 ب ] به اصناف انعام و اكرام نوازش نموده مهمّاتى كه داشتند به انجاح مقرون مىگردانيد . از آن جمله امير محمّد بن امير يوسف را به رفاقت اختصاص داده ساير اكابر و اهالى را رخصت انصراف به اوطانشان ارزانى داشت .
بعد از ساختگى كار و يراق و يورش ، رايت اقتدار به صوب ماوراءالنهر برافراخت و از راه جام به كنار مرغاب شتافته از آن مقام به بلخ توجّه فرمود .
بعد از وصول ، بيرام بيگ قرامانى استقبال موكب وى نموده لوازم مهماننوازى به نوعى كه فراخور حال طرفين بود به عمل آورد ، آنگاه مدّت بيست روز در ظاهر بلخ توقّف نموده پس از آن فوجى از دليران آگاه به سردارى بعضى از سران سپاه به كنار جيحون ارسال داشت تا سفاين و زوارق در گذر ترمذ ( 83 ) ترتيب دهند و امير غياث الدّين محمّد بن امير يوسف را مقرّر نمود كه به حصار شادمان رفته ظهير السّلطنة محمّد بابر را به الطاف و عنايات بىغايات شاهى اميدوار گردانيده با جنود آن حدود به موكب وى ملحق گرداند .
بعد از آن در رجب سنهء سبع عشر و تسعمائه [ 917 ه / 1511 م ] از معبر ترمذ عبور نموده نواحى آن بلده معسكر فيروزى اثر گردانيد . در آن مقام امير غياث الدّين محمّد از حصار معاودت نموده خبر قرب وصول موكب بابرى رسانيد . امير نجم الثانى با اعيان امرا استقبال ركاب ظفر انتساب ظهير السّلطنة نموده در موضع در بند آهنين ( 84 ) به ملاقات و مقالات يكديگر فايز گرديدند .
از طرفين لوازم تحف و هداياى لايقه به تقديم رسانيده به منازل خويش مراجعت نمودند . روزى ديگر در باب محاربه و مقاتلهء سلاطين اوزبك قرعهء مشورت در ميان آورده همگى اوقات با بركات بر محاربه مصروف داشتند .
از آن جانب اورنگ نشينان چنگيزيّه چون بر عبور امير نجم از آب آمويه و تلاقى موكب بابرى اطّلاع حاصل نمودند . غلّات و حبوبات ولايت به درون قلاع حصين كشيدند و ضبط هر ولايت از ممالك ماوراءالنهر يكى از سلاطين تعهّد نموده اطراف و حدود ولايات مضبوط ساختند [ 105 الف ] .
ضابطان وقايع ليل و نهار و محرّران آثار روزگار بدايت و نهايت اين واقعهء عجيبه و اين امر غريبه بدين سان در سلك نظم كشيدهاند كه : چون امير يار احمد
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٢٥٩