رسالت آن پادشاه نكوهيده خصال رفته در وقت مراجعت امير كمال الدّين حسين ابيوردى را به رفاقت وى متوجّه درگاه سلاطين پناه گردانيد و در مراسلهاى كه مصحوب او ارسال داشته بود از روى غرور به مخاطبات نالايق در آن مرقوم قلم انانيّت گرديد كه :
« چون عزيمت حجّ الاسلام در خاطر خطير ما رسوخ تمام كرده عنقريب بر سمت عراقين و آذربايجان عبور واقع خواهد شد محلّ ملاقات تعيين نمايند و يا از ممرّ عبور سپاه ما طرفى گيرند كه از آفت جنود ما محفوظ مانند » . بنابراين تجاسر و تجاوز از حدّ دفع مكنت و اقتدار شيبك خان و رفع هيجان آفت معاندان بر ذمّت همّت پادشاه سكندر توان لازم و متحتّم « 1 » گشته نخست در جواب مراسله كه حامل آن كمال الدّين حسين ابيوردى بود مرقوم قلم عطارد رقم منشيان آستان سعادتنشان سدّهء سنيّه بود كه :
« ما نيز عزم جزم كردهايم كه جهت طواف ملايكمطاف روضهء رضويّه - على راقدها ألّف السّلام و التّحيّة - كه حديث نبوى در آن باب به صحّت پيوسته كه ، بيت :
يك طواف درش از قول رسول مدنى * تا به هفتاد حج نافله يكسان آمد
به صوب خراسان توجّه مىفرماييم ، لايق آنكه در استقبال موكب جاه و جلال طريق استعجال مسلوك داشته راه تكاهل ننمايند . » ( 67 ) پس از فراغ از تحرير جواب نامهء شيبك خان ظلّ وصول بر ساحت النگ خرقان انداخته به احضار جنود ظفر ورود عراقين و فارس و اهواز و كرمان و آذربايجان و شيروان و آران و مغان و طبرستان و كردستان و لرستان و ديار بكر و وان و وسطان و ، فرمان واجب الاذعان محمول سفيران مستعجل رسانيدند .
بعد از انقضاء مدّت معهود سپاه فراوان و جنود بىپايان در ظلّ رايت سپهر آيت جمع آمده يورش خراسان و دفع طغيان محمّد خان مصمّم گردانيد و جهت دلجويى و استمالت امرا و اركان دولت ابدى در منزل سلطان بلاغى به ترتيب جشنى خسروانه فرمان داده بعد از انجام جشن و سور و ترتيب موجبات عيش و سرور به آراستن بزمى ، [ 90 ب ] كه سزاوار جلوس آن پادشاه سليمان
هامش
( 1 ) ف : سده .