نيز به مستقرّ دولت و اقبال شتافته همگى همّت و الا بر دفع طغيان محمّد خان شيبانى مصروف مىداشت .
39 رايت افراختن صاحبقران كشورستان به عزم تسخير مملكت خراسان و وقوع محاربه با فرمانفرماى قوم ازبك محمّد خان شيبانى و به قتل رسيدن وى در مواضع بلدهء مرو
صباحى كه خسرو سپهر چهارم به دفع جنود انجم رايت زرّين اضائت بر مضمار افق نصب فرموده بر پشت خنگ سپهر نشست و به رماح « 1 » زرّين شعاع سپاه شب را مفقود و نابود گردانيد ، خسرو گيتىگشاى جهانآراى نداى رحل به مسامع اعالى و ادانى سپاه رزمخواه رسانيده اعلام ظفر انجام به اوج سپهر دوّار برافراشت و از منزل سلطان بلاغى به عزم تسخير خراسان بر سمند كوه توان برآمده خطّهء رى را غيرتافزاى سپهر چهارم گردانيد . در آن مقام نيز توقّف جايز ندانسته ولايت دامغان مضرب سرادقات جلال گردانيد .
والى ولايت دامغان احمد سلطان ، كه به مصاهرت محمّد خان شيبانى مباهى مىنمود ، چون بر قرب وصول موكب سپهر توان اطّلاع حاصل نمود بىتوقّف از سر ملك و مال گذشته حكومت را وداعى فرمود و عنان به وادى فرار معطوف داشت . همچنين خواجه محمّد قنقراب كه مملكت استرآباد از ديوان محمّد خان به اقطاع او مقرّر بود سلوك فرار اختيار نموده از راه درون و با قوه به سمت خوارزم توجه فرمود . همچنين حكّام مواضعى كه بر ممرّ عبور سپاه فيروزى دستگاه واقع بودند چون خس و خاشاك از صدمهء سيلاب يا عصافير و صعاوه از حملهء عقاب راه نجات جسته به اطراف و جوانب منتشر گرديدند .
ارباب و رؤساى جرجان با پيشكش فراوان به استقبال موكب هميون شتافته
هامش
( 1 ) م : به تاج .