بهرام صولت به اطراف و حدود ولايات محروسه ساير گردانيده بعد از طىّ مراحل و قطع منازل النگ خرقان مضرب سرادقات جلال گرديد و در آن مرغزار جنّتنشان روزى چند در انتظار فراهم آمدن جنود ظفر ورود توقّف اتّفاق افتاد .
38 آغاز داستان فتح خراسان
بر ضماير خورشيد نظاير متتبّعان اخبار سلاطين روزگار و خواطر افادت مآثر متابعان انوار آثار خواقين عالىمقدار شاهد اين داستان بدين سان جلوه آغازد كه : چون خاقان منصور سلطان حسين ميرزاى ابن ميرزا منصور بن بايقرا ، كه تا انقطاع سلسلهء ادوار و خاتمهء زمانهء بىمدار به سبب وفور عدل و نصفت و ظهور ظرايف و لطايف و عشرت كه در ايّام آن پادشاه با طبيعت صفت وقوع يافته نام نامىاش از صفحهء ليل و نهار و جريدهء روزگار محو و منسى نخواهد گرديد ، در سال نهصد و يازده از هجرت سيّد أبرار رايت انتقال به صوب دار الخلد برافراشت اولاد و امجادش بواسطهء عدم اتّفاق و نامساعدى سپهر بىمدار و حدوث محذورات متنوّع نتوانستند كه به محافظت و صيانت مملكت موروثى قيام نمايند و هريك گوشه از مملكت خراسان را اقطاع مخصوص خود دانسته غنيمت شمردند و از اتّفاق و استمداد يكديگر متقاعد گشته به رأى و فكر دولتخواهان و يكجهتان عمل ننمودند .
بعد از انقضاى يك سال از فوت آن خسرو صاحب اقبال ، محمّد خان شيبانى مشهور به شيبك خان ( 64 ) ، كه از اعاظم نباير ابو الخير خان بود و در سلسلهء خواقين چنگيزى در شجاعت و تهوّر مانند وى ديگرى بر مسند خانى متمكّن نگرديده بود و از اقصاى تركستان تا كنار آب جيحون به حيطهء تصرّف درآورده رايت استقلال به كيوان برافراشته بود ، چون بر عدم اتّفاق اولاد پادشاه خراسان مطّلع گرديد از ماوراءالنهر عزيمت تسخير خراسان تصميم داده از آب