تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
حشمت تواند بود ، فرمان هميون از مصدر جلال به صدور انجاميد . چون مجلس خلدآيين ترتيب يافت و اطعام گوناگون به اتمام انجاميد ، در باب يورش خراسان و محاربهء محمّد خان با امراى عظام و نامداران با احتشام قرعهء مشورت در ميان آورده از مكنون ضماير ايشان در اين باب استكشاف فرمود . مجموع متّفق الرأى و الكلمه لوازم دعا و ثنا به تقديم رسانيده به قدوم اخلاص و خلوص اعتقاد طريق بندگى پيمودند و مضمون اين مقال به زبان نياز ادا فرمودند ، نظم :
كه اى بهترين سايهء كردگار * هميشه بود شاهىات برقرار
جهان جاودان در پناه تو باد * زمين زير نعل سپاه تو باد
در اين انجمن چه جوان و چه پير * همه بندگانيم فرمان‌پذير
ستادن ز شه زير چتر بلند * ز ما دشمن آوردن اندر كمند
به آهنگ نخجير رفتن ز شاه * ز ما صيد كردن به نخجيرگاه
تو هرجا نهى پاى ما سر نهيم * ز جان باختن پا فراتر نهيم
پادشاه جهان پس از استماع اجوبهء سران سپاه به دست درر بار گوهر نثار و دل دريا آثار خورشيد انوار ، ابواب جود و بخشش بر گشوده مطاياى آمال سران سپاه و يوزباشيان رزم‌خواه از اسبان زرّين زين مذهّب و تيغهاى مصرى ساز مرصّع نيام و كمرهاى مزيّن به لآلى و گهر و تاجهاى مكلّل به سيم و زر و لباسهاى اطلس فرنگ و ديباها و حرير رنگارنگ و نقود أبيض و أحمر نامعدود گران‌بار گرديد . كثرت انعام و وفور احسان داراى جهان در آن بزم فردوس‌نشان به مثابه [ اى ] رسيد كه يكى از زمرهء محاسبان ، مبلغ بيست و سه هزار تومان تبريزى به نسخه آورده در دفاتر خلود ثبت نمود ، نظم :
صواب كرد كه پيدا نكرد هر دو جهان * يگانه ايزد دادار بىنظير همال
و گرنه دست گهرپاش شه ببخشودى * اميد بنده نماندى به ايزد متعال
و آحاد الناس جنود نامعدود را نيز - على تفاوت قدرهم - به مواجب و انعام سرافراز ساخته ، آن روز تا شب به استمالت و مكرمت عساكر نصرت مآثر به پايان رسانيد و شب‌هنگام صيت يورش خراسان در السنه و افواه [ 91 الف ] ساير و داير گشته هركس در اين انديشه به مقام خود مراجعت نمودند . پادشاه عاليجاه
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 231 | ميرزا بيگ جنابدى