كوتوالان قلاع و حصون ديار بكر گرديد مجموع از مقام سركشى و مخالفت گذشته مقاليد حصون و بلاد را با هداياى شايسته و تحف و تبركات بايسته به درگاه گيتى پناه آورند و به اظهار بندگى و فرمانبرى روى عبوديّت بر خاك راه نهادند . مكرمت پادشاه پوزشپذير جرايد جرايم آن قوم را به زلال عاطفت شسته به عنايت بيكران سرافراز گردانيدند .
در آن ايّام امير بيگ موصلو كه ابا عن جدّ امير و اميرزادهء آن طبقه است و بعد از واقعهء الوند به ديار بكر گريخته استيلاء تمام در آن ديار يافته بود با ايل و الوس خود به درگاه فلك اشتباه آمده به مراحم خسروى سرافراز گرديده در جرگهء امراء و عظام انتظام يافت . از جملهء هدايا كه به معرض پيشكش گذرانيده لعلى بود مشهور به دوه گوزى [ - چشم شتر ] كه در نظر اعتبار پادشاه گردون وقار مستحسن افتاده به درجهء قبول رسيد .
چون ولايت ديار بكر از نفس وجود مخالفان سمت تطهير پذيرفت ، ايالت آن ديار در قبضهء درايت و حيطهء تصرّف نوّاب محمّد خان استاجلو نهاده گوش هوشش به درر نصايح در باب محافظت ديار و صيانت سپاه نامدار و حراست ثغور بياراست آنگاه اعلام فيروزى اعلام به طرف آخلاط ( 55 ) و وسطان ( 56 ) برافراشت . و در آن مقام شرف الدّين بيگ حاكم بتليس ( 57 ) با پيشكش فراوان و تنسوقات بىپايان ، به آستان خلافتنشان آمده شرف بساطبوسى دريافت و از انعام عام و اكرام پادشاه گردون غلام بهرهور گشته سر افتخار به گردون برافراشت .
پادشاه كامكار در ولايت اخلاط فصل خزان را بسط بساط عيش و كامرانى و به تجرّع اقداح راح ريحانى به انتها رسانيده [ 74 ب ] رايت سپهر آيت به صوب بلدهء خوى مرتفع گردانيده فصل دى در آن بلده طرح قشلاق انداخته ظلّ ظليل معدلت بر مفارق اهالى آذربايجان مبسوط گردانيدند - إنّه هو مبدئ و معيد .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٢٠٠