تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

32 نقش بستن قلم مشكين‌عمامه در بيان طغيان علاء الدّولة ذو القدر مرتبهء ديگر و به قتل رسيدن او بر دست محمّد خان استاجلو والى ديار بكر

در زمستان سنهء ثلث عشر و تسعمائه [ 913 ه / 1507 م ] كه موضع خوى مضرب سرادقات اقبال پادشاه مرتضوى خصال بود ، علاء الدّولة ذو القدر بر استيصال ايل و حشم و خيل و خدم خويش در كنار آب البستان اطّلاع حاصل نمود و پراكندگى جمع خود با نهب و تاراج ايل به خاطر بگذرانيده دود كلفت و اندوه انبوه به دماغ و دلش متصاعد گشته اضطراب بسيار نمود . پس در مقام انتقام لشكرى بيرون از چون و چند فراهم آورده به سردارى ولد ارشد خويش كه مسمّى به قاسم بيگ بود ، و به جهت اتّصاف شجاعت سارى قپلان [ - پلنگ زرد ] گفتندى ، به استخلاص ديار بكر ، كه يورت قديم و محلّ ييلاق قشلاق ايل و حشمش بود ، ارسال داشت . نوّاب محمّد خان استاجلو با وجود قلّت سپاه از عدد جنود مخالف انديشه ننموده از درگاه خلايق پناه پادشاه جهاندار استمداد طلبيده به نيروى دولت ابدى به مدلول آيهء كريمهء
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 1 » شامل حال جنود ظفر ورود خود دانست و با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايتش جمع آمده بودند در برابر سپاه سارى قپلان صف‌آراى گشت . دليران هر دو طرف و مبارزان هر دو صف به استعمال آلات حرب دست يازيده و به قدر امكان و غيرت در كوشش و كشش سعى موفور به ظهور آورده داد مردانگى دادند . بعد از ستيز و آويز بسيار و قتلى به افراط از جانبين صورت فتح و نصرت در مرآت ماهچهء رايت فيروزى آيت محمّد خان عكس پذيرفته به نيروى دولت ابد قرين سارى قپلان در معركهء قتال از باد غرور به خاك ادبار قرار گرفته بسيارى از سپاه رزم‌خواهش
هامش
( 1 ) بقره : 249 .