از وقوع اين امر غريب همگنان به فتح و فيروزى اميدوار گشته از روى وثوق تمام متوجّه معركهء قتال گرديدند ، بنابراين بعد از فراغ كلاب از حرب شيران بيشهء هيجا و پلنگان قلّهء وغا ، روى به مضمار كارزار آورده حربى در پيوست كه چشم روزگار بدان صعوبت معركهاى مشاهده ننموده بود و گردون پير با هزاران ديده بدان آشوب كارزارى ملاحظه ننموده . هر طرف از سحاب سيوف و برق أسنّه ، دجله و فراتى از خون ، در آن فضاى مخوف روان و در هر گوشه قافلهاى برى از خانمان در آن مرحله به خون غلطان .
محمّد خان چون حال بر اين منوال مشاهده نمود با فوجى از دليران [ ] كارديده و دلاوران به كارزار رسيده كمينى اختيار نمود . مخالفان از كثرت و غلبهء غازيان متّفق گرديده بعضى به جمع آوردن غنايم و فوجى به محاربه و اتمام كارزار مشغول گرديدند .
در اثناى اين گيرودار خان عالىشأن با آن دليران از مكمن تدبير بيرون آمده شمشير خونريز بر ايشان حكم گردانيده به صرصر حملهاى طوفان اثر ، خيام ثبات و سكون سپاه ذو القدر از جايى برداشته چون خس و خاشاك كه در ممرّ سيلاب افتد يا سرمه و توتيا كه در رهگذر باد آيد در عرصهء روزگار بىنام و نشان گردانيد . گور شاهرخ و احمد بيگ و بسيارى از سرداران سپاه در گرداب آن لجّهء پرجوشوخروش طعمهء نهنگ بلا و روزى سباع فنا گشته محمّد خان مرتبهء ديگر با شاهد فتح و ظفر هماغوش گشته سجدات شكر الهى به تقديم رسانيده رئوس كشتگان را با رئوس گور شاهرخ و احمد بيگ به پايهء سرير خلافت ارسال نمود .
در آن اوان خسرو جهان از قشلاق خوى متوجّه عراق گشته بودند كه فرستادگان محمّد خان استاجلو در ييلاق همدان رئوس كشتگان را به موقف جاه و جلال به خاك ادبار انداخته به نظر هميون اثر پادشاه بحر و برّ رسانيده كيفيّت اين فتح مبين كه ثانيا به يمن دولت ابد قرين روى داده بود مشروحا به عرض رسانيدند . خاطر اشرف از استماع اين فتح مبتهج و مسرور گشته به محامد شكر الهى قيام نموده محمّد خان را به اضعاف عواطف [ 76 الف ] مرتبهاى ديگر از ساير امرا و سلاطين عظام امتياز داده سر افتخارش به اوج گردون برافراخت و فرستادگان را به انواع انعام و احسان و اكرام اختصاص داده مقضى المرام به جانب ديار بكر بازگردانيد .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٢٠٣