تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
عرضهء تيغ و سنان غازيان استاجلو گرديدند . محمّد خان از وقوع اين فتح نامدار مبتهج و مسرور گشته به محامد شكر الهى قيام نموده سارى قپلان را [ 75 الف ] با ساير اسرا سر از بدن جدا ساخته ، رئوس قتيلان به درگاه عرش اشتباه ارسال داشت . فرستادگان حامل رئوس در قشلاق خوى به عتبه‌ى سدره مرتبه رسيده كيفيّت حرب و گرفتارى مخالفان از ابتدا تا پايان معروض پايهء سرير ابّهت گردانيدند . پادشاه كامكار از استماع اين فتح نامدار مسرور گشته سجدات شكر پادشاه بخشنده بجاى آورده . فرستادگان محمّد خان را غريق انعام و احسان ، و اذن مراجعت ارزانى داشت . بعد نوّاب محمّد خان را به نوازش بيكرانه از ساير خواقين با ابّهت ممتاز گردانيده به تشريفات گوناگون و اسب تازىنژاد با ساز و آلت مذهّب ، كمر و شمشير و خنجر مرصّع به جواهر گرانبها بنواخت . علاء الدّولة از استماع اين خبر موحش ، آتش اندوه و غصّه در درونش التهاب پذيرفته چون زخم خورده پلنگ ، خشمناك ، بر خود بپيچيد و از ماتم پسر ارشد و اقربا و عظماء سپاه خويش خون دل از چشمهء چشم متقاطر داشته بر خاك سياه منزل گرفت . بار ديگر به تهيّهء اسباب قتال پرداخته ذخاير اندوخته را بر طبقات حشم و خيل و خدم تقسيم نموده پانزده هزار سوار جرّار درخور كارزار با ساز و آلت بيشمار فراهم آورده دو پسر ديگر را ، كه بزرگش مسمّى به گور شاهرخ و كوچكش به احمد بيگ موسوم ، سردار آن سپاه گردانيده ايشان را به حراست و ملاحظهء تمام در امورى سفارش فرموده در طلب خون برادر مبالغه و تأكيد از حدّ بگذرانيد . محمّد خان باز بر توجّه و هجوم آن تخم شياطين اطّلاع يافته به نيروى اقبال بىزوال ، مرتبهء ديگر مستعدّ قتال گرديده با هفت هزار سوار مرد و دلاوران نبرد ، كه در حيّز مكنتش بودند ، آراسته به استقبال مخالفت شتافت و در ظاهر قلعه درآمده تلاقى فريقين دست داده از طرفين به تسويهء صفوف پرداختند ، و قبل از آنكه مبارزان هر دو گروه بر قتال مبادرت نمايند كلاب هر دو سپاه ، به آيين صفوف ، متوجّه يكديگر گشته درهم آويختند . بعد از ساعتى آشوب و ولوله ، كلاب [ 75 ب ] موافق بر مخالف غالب آمده جمله رو به گريز نهادند و كلاب موافق پاس صف جنود مخالف تعاقب سگان مغلوب نموده اكثرى را زخمهاى كارى زدند .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 202 | ميرزا بيگ جنابدى