تيغ و تير غازيان به دار القرار شتافتند و تمامى ايل و تبارش به باد نهب و غارت رفته رخت به نار جحيم كشيدند .
در آن معركه ، عبدى بيگ شاملو و سارو على مهردار ( 52 ) به شرف شهادت فايز گشته ، ديگر از نامداران كسى را اذيّت [ ى ] نرسيد . مجاهدان ديندار و شجاعان معركهء كارزار به مرافقت فتح و فيروزى مراجعت نموده در بلدهء خوى به پايهء سرير خلافت مستسعد گشتند . بيرام بيگ و خليفةالخلفايى بعد از رفع جباه از خاك درگاه ، كيفيّت [ 71 الف ] صعوبت آن معركه معروض بارگاه خلافت دستگاه گردانيدند و به عواطف بىكرانهء خسروانه اختصاص يافتند و به موجب فرمان قضا امضا ، اسيرانى كه در قيد كمند آورده بودند در اردو بازار سر ادبارشان به ذروهء دار عبرت برآوردند .
در آن زمستان ، قشلاق هميون در خوى مقرّر گشته همگى همّت والانهمت بر بسيط بساط نشاط مصروف گردانيدند و همواره از فروغ بادهء ناب ارغوانى رخسار ساقيان از زلال زندگانى چون مهر فروزنده تابان در سپهر مجلس مخلّدآيين منزل به منزل در دوران .
31 نغمهپردازى عندليب كلك خوش صرير در صفت گلستان جشن نوروزى پادشاه اقليمگير و اهتزاز رايت صفوى آيت به دفع علاء الدّولة ذو القدر و مشرّف شدن به وصال ظفر مشاهد
چون پادشاه آفاق در يورت قشلاق فصل شتا به عيش و كامرانى به انتها رسانيد و جهان از اعتدال هواى نوروزى چون روضهء خلد برين و طبيعت خسرو اقبال قرين عنبرآگين گرديد ، هواى روحپرور ربيع چون دم مسيح مردگان نبات را از خاك برانگيخت و ابر بهارى از زلال زندگانى دايهسان لبن بر لبان اطفال بنات ريخت ، باد شمال در وزيدن بر قفار و جبال گرد اندوه و