در آن اثناء ادراك زيارت آستان ملايكآشيان ، شعر :
دوحهء بوستان مصطفوى * نوگل گلستان مرتضوى
امامزاده سهل على - عليه التّحيّة و الثناء - به خاطر عاطر هميون گذشته احرام آن عتبهء كعبه مرتبه بسته ، روى اخلاص بدان مقام واجب الاحترام آورد و مراسم اعتقاد و اخلاص به ظهور رسانيد . مجاوران آن آستان قدسى مكان را به صلات نذورات و صدقات نوازش فرمود . آنگاه معمار همّت عالىنهمتش فرمان داد كه مهندسان هنرور و معماران دانشور بر سر قبر آن مقتداى هفت كشور ، عمارتى به سان سپهر اخضر برافرازند و اطراف آن را به كاخهاى دلپسند و ايوانهاى بلند و غرفههاى مطبوع و منظرهاى مصنوع زينت بخشند كه محلّ طلب علوم يقينيات و مقام شبزندهداران عبادات باشد . همچنين چهار باغى پيرامن آن عمارات تعيين نمايند و اطراف آن را به جدار بلند مقدار برافرازند و ساحت باراحتش از غرس اشجار مثمره و گلهاى عطره قرين فردوس برين گردانند .
استادان دانش آثار و معماران مهندس كردار در اندك [ 68 ب ] زمان بناى روحافزايى بر سر مرقد نامدار آن قدوهء آل اطهار به سپهر برين رسانيدند . در هنگام برافراشتن اساس آن عمارت با نزهت ، از يمن قدوم مكرمت لزوم چشمهء آبى خوشگوار بسان زمزم از يمن قدم اسماعيل در آن روضهء كعبه مرتبه عيان گشته حقيقت كعبه و زمزم و اسماعيل از ظهور آن عمارت و چشمه و بانى روشن گرديد . حسب الفرمان قضا نظام بر فراز آن چشمه قبّهاى برآوردند كه در ارتفاع و نزاهت از خورنق و سدير درگذشت . در نزديكى آن قبّه حوضى مسقّف كوثر مثال احداث نمودند كه از فواضل زلال آن دمبهدم مالامال گشتى .
چون از پيراستن عمارت و حوض فارغ گرديدند چهار باغى دلگشا و بوستانى روحافزا پيرامن آن بناى بهشت اساس طرح انداختند و جدار آن را از چهار طرف به اوج برين افراشتند . ساحت باراحتش از غرس اشجار و گلبنهاى عبير آثار مزيّن و معطّر گردانيدند . الحال آن گلستان جنّتنشان در نهايت معموريست و از طراوت چمنها و نزاهت آبوهوا رشك خلد برين و غيرت ماء معين ، شعر :
مگو باغ و بستان ، كه باغ بهشت * نسيم شمال آمدش جان سرشت
فضايش چو خُلْدِ برين دلگشا * ز سرگشتگانش نسيم صبا
سر اندر سر آورده آزاد سرو * نوا بر كشيده خرامان تَذَرو