قوّت و اقتدار آن پادشاه سپهر توان به آفرين بازمىگشايند .
بعد از فراغ از امور صيد خاطر خطير هميون پادشاه ربع مسكون مايل به هواى ييلاق گشته بعضى از ييلاقهاى اصفهان را معسكر عساكر ظفر مآثر گردانيدند و در آن مقام مسرّت انجام بساط عيش و كامرانى ممهّد ساخته از دست ساغر لالهگون به صد إعزاز رايت عزّت به اعلى عليّين برافراشت ، شعر :
هواى خوش و دامن كوهسار * بُت دلپذير و مى خوشگوار
زمين تابع و آسمان ياورش * به تمكين جَمْ تخت اسكندرش
شب و روز در گرد جام شراب * زده خنده بر گردش آفتاب
به هر روز بزمى دگر ساز كرد * به هر بزم گنجى دگر باز كرد
30 گفتار در زينت يافتن همدان از نزول مواكب سپهر توان و بنا فرمودن عمارت و چهار باغ روحافزا بر سر مرقد امام واجب التعظيم امامزاده سهل على و دفع صارم كرد و مطيع شدن والى گيلان بعد از مشاهدهء آن دستبرد
پادشاه سپهر توان چون روزى چند در متنزّهات ييلاقات اصفهان [ 68 الف ] بر بساط كامرانى اوقات خجسته ساعات مصروف داشت ، هواى روحافزاى ولايت همدان بر خاطر خطير هميون وزيده به عزم آن ولايت [ رايت ] سپهر آيت برافراشت . بعد از وصول بدان مملكت ، در متنزّهات مرغزارى از آن ولايت فضايى كه به لطافت هوا و عذوبت ماء از ساير محال نزه امتياز تمام داشت برگزيد و در آن مقام مسرّت انجام سرادقات جاه و جلال اختيار فرموده همگى اوقات با بركات به بسط عدالت و نصفت مصروف داشته گاهى به تجرّع باده و مؤانست گلرخان چون آفتاب ، ابواب مسرّت بر روى روزگار خجسته آثار مفتوح گردانيدى .