بر اين انديشه چون بر ساحت پيشگاه عرش اشتباه پادشاه مؤيّد من عند اللّه تاختن گرفت و در وقتى كه از فرّ نزول خسرو مملكت سپهر درجهء بيت الشرف ذاتى حاصل نمود و نسيم نوبهارى بساط غبرا از اعتدال به فرشهاى زمرّدى بياراست و ابر آذارى از آتش برق خرمن ثبات جنود شتا احتراق داده رخت هستىاش به باد فنا داد ، شعر : [ 54 الف ]
همه دشت در فرش زنگارگون * ز لاله جهان روى شسته به خون
به خاك اوفتاده تن ياسمن * دريده صبا غنچه را پيرهن
پادشاه دشمنشكن با سپاهى جمله غضنفر صولت رزمجوى و جنودى تمام نهنگ پلنگخوى ، كه هريك در معركهء قتال رستم و اسفنديار را زيردست خود مىپنداشتند و در روز مصاف خاك ادبار در ديدهء مخالفان مىانباشتند ، در ضمان تأييد ربّانى ، رايت جهانگيرى به صوب معسكر سلطان مراد برافراشت و چون سپهر تندرو و در طىّ مراحل و قطع منازل اسراع ورزيده تا دو فرسخى مقام نامراد در هيچ مكان در نزول و ارتحال قرار نگرفت و در روز يكشنبه بيست و سوّم ذىحجّهء سنهء ثمان و تسعمائهء [ 908 ه / 1502 م ] از آن مرحله به محاربه و مقاتله لواى كشورستانى به سمت معسكر مخالفان برافراشت و بواسطهء اشتداد حرارت هوا از آن حركت متقاعد گشته آن روز به اطفاى نيران قتال امر فرمود و در موضعى كه به ظاهر آب ناياب بود قبّهء بارگاه به اوج ماه رسانيده نهنگان لجّهء هيجا مانند ماهى بر خشكى به اضطراب آمده معروض داشتند كه :
« اين موضع چون مزرع روز بر كشتگان از آب بىنياز است و چون زمين سيراب با آسمان به آبشخورى چشمهء خورشيد انباز ، اگر معسكر فيروزى اثر در موضعى قريب به آب نزول فرمايند هرآينه از شدّت آشوب حرب و التهاب حرارت هوا ، احوال كمربستگان دولت روز افزون ، بر نهج موافقت اقبال سمت احوال به رفاه و فراغت نزديك خواهد بود » .
پادشاه هاشمىنژاد توكّل بر كرم بخشندهء بىضنّت نموده به اعتماد بخت هميون بر زبان الهام بيان بگذرانيد كه : « واهب المواهب بندهاى را كه از سرچشمهء توفيق سيراب خواهد همه جا از سحاب مكرمت مزرعش را از سموم خشكلبى صيانت نمايد و برگزيدهاى را كه در تيه امتحان بيازمايد چون اسماعيل در وادى غير ذى زرع از زير قدمش زمزم مكرمت روان سازد ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » » .
هامش
( 1 ) مائده : 54 .