تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
گرديد كه آن روز حضرت ائمهء معصومين - صلوات اللّه عليهم أجمعين - بر سبيل ارشاد اظهار كيفيّت مذهب حقّ اماميّه تلقين مىنموده‌اند .

24 ذكر لشكر كشيدن پادشاه جهانگشاى به دفع علاء الدّولة ذو القدر و اميرزاده الوند در غيب به اردوى هميون به دار السّلطنهء تبريز و فرار نمودن از استماع مراجعت پادشاه خونريز

امّا پادشاه مظفّرلوا چون فصل شتا به دولت و اقبال بىزوال در دار السّطنهء تبريز به پايان رسانيد ، به هنگام آنكه نسيم نوبهارى از اعتدال مزاج چون دم مسيح - عليه السّلام - پژمردگان نبات را از خاك ناتوانى برانگيخت و [ 52 الف ] ابر نيسانى از زلال خضرى لب‌تشنگان بيابان فنا را آب بقا در گلو ريخت ، نظم :
بهاران بُد و ماه ارديبهشت * ز سبزه لب كشت همچون بهشت
همه دامن كوه پرلاله بود * همه لاله پر قطرهء ژاله بود
ز صحرانشينانِ نوخاسته * همه دشت چون جنّت آراسته
در اين وقت به عرض پادشاه جهانگير رسانيدند كه از شوكت و اقتدار اين دولت پايدار و ضرار و استيصال اميرزاده الوند و جنودش علاء الدّولة ذو القدر ( 34 ) انديشمند گشته به خيال استقلال ، علمى مىافرازد و به تهيّهء قتال از جمع آوردن سپاه و اسباب رزمگاه و رياضت فرمودن ستور و متانت و حراست ثغور ، نهايت سعى و اجتهاد مسلوك مىدارد . از اصغاى اين مقدّمات ، دفع فساد وى بر ذمّت همّت شاهى واجب و لازم گشته از دار الملك تبريز با عساكر خونريز به عزم استيصال معاندان دين و دولت ، لواى عزيمت برافراشته ، مصرع :
« به طالعى كه كند مشترى سعادت كسب »
عنان توجّه به صوب ارزنجان معطوف گردانيد ، نظم :