ناصبيّه در زاويهء اختفا پوشيده و محجوب بود به ذروهء ظهور برآورده ، رئوس منابر و وجوه دنانير ، به اسامى ائمّهء هدى - عليهم التّحيّة و الثناء - زيب و زينت بخشيد و امر أعلى به نفاذ مقرون گردانيد كه در مساجد و معابد ، محراب اهل سنّت تغيير داده به شعار شيعهء اماميّه مؤذّنان در عقب شهادتين كلمهء أشهد أنّ علىّ ولىّاللّه گفته از پى حىّ على الصّلاة و حىّ على الفلاح جملتين حىّ على خير العمل ، محمّد و على خير البشر تكرار نمايند . و هركس به شعار اهل سنّت عمل نمايد ، تيغبندان عتبهء عليّه سرش از تن جدا نموده خونش بازخواست نداشته باشند .
متعصّبان و جاهلانى كه قبل از اعلاى لواى ولاى شاه ولايت شيعيان و محبّان علىّ بن ابى طالب را به تعذيب و اهانت معاقب مىداشتهاند در آتش انتقام ، چون خس و خاشاك سوخته ، مانند يهود و مجوس از درجهء اعتبار ساقط گردانيد ، لاجرم صيت منقبت ائمّهء هدى - عليهم التّحيّة و الثناء - و دعاى دولت پادشاه كشورگشا بر رئوس منابر اعتلا يافته ، ناظمان مناظم مذهب حيدرى ، در افعال لواى ملّت جعفرى به اعلان كلمهء تبرّا ، زبان لعن و طعن بر مخالفان دين و معاندان ائمّهء اثنىعشرى گشودند و سنّيان متعصّب و خارجيان متعنّد ، كه اعتقاد محبّت بنى اميّهء لعين و بنى عبّاس خارجى شعار ايشان بود ، از بيم حسام خونآشام غازيان شديد الانتقام قزلباش ، خاسر و خايب و ترسان و هارب ، به اطراف آفاق پراگنده شدند و آنانى كه قوّت گريز از ايشان مسلوب بود در زواياى ناكامى ، قرين محنت و گمنامى بسربرده خاك ادبار بر مفارق خويشتن مىريختند . به آب تيغ آتشبار مجاهدان دين ، نخست مملكت آذربايجان از لوث وجود بسيارى از معاندان متعصّب پاك گرديده خروش و جوش فرقهء ناجيهء اماميّه و شيعه به گوش هوش مسبّحان ملأ أعلى رسيد ، نظم :
للّه الحمد كه از دولت شاه صفوى * آمد از پرده برون شاهد دين نبوى
بدعت مبتدعان گشت چو ايشان منسوخ * از عنايات نبى از كرم مرتضوى
[ 49 ب ] و غنچهء امانى و آمال مخلصان علىّ بن ابى طالب بر گلبن مراد شگفتن گرفت .
پس آنگاه از سحاب انعام شاهى ، درخت بخت كمربستگان و چاكران ظلّ اللهى در گلشن مقصود سر به چرخ كبود رسانيد و امرا و سرداران ، كه در بدايت حال در معركهء قتال خدمات پسنديده از ايشان بوقوع انجاميده كه