22 زينت يافتن سرير دار السّلطنهء تبريز از جلوس ابد مأنوس پادشاه كشورستان خونريز و ارتفاع يافتن رايت ملت بيضا به يمن و همّت پادشاه مظفّرلوا
چون نگارندهء صحيفهء تقدير بىتغيير
[ تَبارَكَ ] الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 » صفحهء روزگار را به موجب حديث صحيح إن اللّه يبعث على رأس كلّ ألف سنة من تجدوا لها دينها بدين نقش زيب و زينت بخشيده است كه مذهب حقّى را كه از اقتدار مبتدعان رسوم بدعت و ضلال و سالكان طريق عناد و جهالت قريب نهصد سال در پردهء خفا مستور مانده رهروان طريق مرتضى و رافعان اعلاى لواى ائمّهء اثنى عشر در مدّت مذكور خفيه به اظهار آن مبادرت نتوانستند نمود از پردهء خفا به مساحت ظهور جلوهگر سازد و فضاى كون به فضاى بهشت رساند ، لهذا از سپهر با رفعت سلسلهء رفيع منزلت صفويّه آفتابى طلوع نمود كه از ابتداى تباشير صبح دولت اطراف آفاق از نورش چون سپهر برين منوّر گرديد و از بوستان بهشتنشان و دودمان مرتضويّهء طوبى كردار ، نهالى پيراسته گردانيد كه ظلّ ظليلش ساحت كون و مكان را به أغصان اقبال فروگرفت همانا لؤلؤ دوشيزه كه از بحر اسرار نامتناهى كلام معجز نظام سرور اوليا علىّ مرتضى - عليه من الصلاة - در باب علامت ظهور صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه من الملك المنّان - بر سبيل اخبار از مغيبات آن سرور به ساحل شهود رسيده و در ديوان شريف ايشان مسطور است و آن شاه بيت اين است ، نظم :
صبى من الصبيان لا رأى عنده * و لا عنده جدّ و لا هو يعقل
در خورد آويزهء گوشوار پادشاه كيخسرو اقتدار و اشارت خفى به ظهور ايشان تواند بود و در موضعى ديگر هم در كلام آمده است كه لكلّ قوم دولة و دولتنا
هامش
( 1 ) ملك : 1 .