تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
مسدود يافتند سراسيمه و مضطرب گشته از عقب غازيان ظفرآيين با تيغهاى يمانى و هندى به سر وقت ايشان رسيده همگنان را طعمهء سباع گردانيدند و اندكى از آن خون گرفتگان كه از اطراف شتران راه گريز يافته سيه آبى ايشان را پيش آمده كه هر سياه بخت كه اسب در آن راند مركب حياتش در وحل عدم ناپديد گرديد و هر گمراه كه قدم در آن نهد ، كشتى زندگانىاش به غرقاب فنا افتد . القصّه در آن روز محنت‌اندوز ، بسيارى از جنود تراكمه به نيروى دولت قاهره به دست غازيان شيرگير و مجاهدان دلير كشته و اسير گرديدند . در بعضى از نسخ به نظر رسيده كه هشت هزار سر در آن روز كين از ابدان مخالفان انفصال يافته غير اسيران و كسانى كه به وحل سيه آب جان به مالك سپرده بودند بالجمله غنايم بىحدّ [ مال ] و جهات بيرون از اعداد « 1 » و از اسبان راهوار و شتران باردار و استران برق‌رفتار و اجناس نفيسه و اوانى زر و نقره و خيام و فروش گرانمايه آن مقدار نصيب متجنّده و پادشاه صاحب اقبال گرديد كه محاسب وهم از تعداد آن به عجز اعتراف نمود . پادشاه ستوده صفات بعد از مراسم شكر واهب العطيّات بدين فتوحات در همان منزل قبّهء چتر بارگاه به اوج مهر و ماه رسانيد . دلاورانى كه در روز هيجا در دفع مخالفان سمند سرعت در ميدان شجاعت جهانيده مراسم كوشش و لوازم جان‌سپارى به تقديم رسانيده بودند مطاياى آمال ايشان را از متاع احسان و عاطفت گران‌بار گردانيده دست دريانوال به انعام و احسان برگماشت و هريك ايشان را فراخور كوشش به بذل و بخشش خوشحال و مستمال گردانيده ، آن شب در نهايت انبساط بساط عزّت بگسترانيد و صباحى كه روز سعادت بود [ 48 الف ] رايت عظمت و كشورستانى به جانب دار السّلطنهء تبريز گردانيد - الحمد للّه الّذى هدانا طريق السواء و صلّى اللّه على سيّد الأنبياء و المرسلين .
هامش
( 1 ) م ، ف : عدّ .