كرامت اين بسالت و شهامت مشاهده نمودند ، به هيئت اجتماعى از يمين و يسار بر يسار و يمين مخالفان حملات متواتره برده صمصام انتقام و سنان اجل فرجام برايشان حكم گردانيدند ، نيروى اقبال آن دوحهء بوستان حيدر كرّار به اندك زمان بناى ثبات آن تيره بختان را صفت هوا ارزانى داشته دمار از روزگار ايشان برآوردند ، بيت :
ز جا برگرفتند بدخواه را * چو صرصر كه از جا برد كاه را
و از اعاظم امراى الونديّه لطيف بيگ ، سيّدى بيگ ، غازى بيگ ، موسى بيگ و قرچغاى بيگ كه مدار اليه جنود تراكمه بودند طعمهء شمشير و عقاب تير و ثعبان سنان مرگ تأثير غازيان نصرت فرجام گرديدند و سلك ازدحام بقيّة السيف به تيغ آفتاب شعاع مجاهدان ديندار انقطاع يافت . اميرزادهء الوند از روى اضطرار ، با دلى افگار به رفاقت معدودى چند كه در اجل ايشان تأخيرى بود از معركهء كارزار با امّيد اندك و خوف بسيار چون روبه از حملهء پادشاه شير شكار طريق فرار اختيار نموده به طرف ارزنجان عنان به سمند نااميدى داد و نسايم عنبر شمايم فتح و فيروزى از مهبّ
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 1 » بر رايت سپهر آيت خسرو خلافت مرتبت ورزيد و نكهت روحپرور ظفر و نصرت از رياض ألا إنّ اللّه فى ايّام دهرك نفخات دميده به مشام جان مستشفيان - الحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و أعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده ، مصرع :
« آنچه طلب مىنمود از مدد بخت يافت »
سبحان واهب المواهبى كه مشيّت با حكمتش هرگاه به اعزاز صاحب منزلتى تعلّق گيرد با ابتهاج
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
« 2 » فرق فرقد سايش به اكليل سپهر برين رسانيده قامت قابليّتش به خلعت با كرامت
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
« 3 » بيارايد و بر عكس اين ارادهاش مانند ذلّت الوندى منوط گردد با جهان نااميدى وى را در [ 47 ب ] بيداى ناپيداى
تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
« 4 » سرگردان ساخته به صرصر
تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
دوحهء اقبالش به باد بىنيازى از بن براندازد و
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
« 5 » و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
« 6 » و چون ارادهء بخشندهء بىضنّت به آن متعلّق گشته بود كه ديگر ايل و اويماق آققوينلو را علم اقبال نگونسار گردد و گريختگان معركهء كارزار بعد از آنكه به صف شتران كه در پس معركهء قتال بر يكديگر بسته بودند رسيده طريق گريز
هامش
( 1 ) فتح : 1 .
( 2 ) آل عمران : 26 .
( 3 ) آل عمران : 26 .
( 4 ) آل عمران : 40 .
( 5 ) آل عمران : 40 .
( 6 ) مائده : 1 .