صوب گرمادوز در حركت آمده ، از صرصر توجّه رايت ثبات حسن بيگ را متزلزل گردانيد و حسن بيگ را معلوم داشت كه سدّ بستن در ممرّ آب سيل و مدافعه نمودن با عقاب از قوّت مكنت خاشاك افزون و از اقتدار فطنت صعوه بيرون است ، لا جرم طريق فرار اختيار نموده از عار نينديشيد و به صوب نخجوان علم نهضت برافراشته تا آن مقام عنان بازنكشيد . پيرى بيگ از فرار وى دل يافته بر اثر وى عنان به سمند سرعت بازگذاشت و به ساقهء سپاهش ملحق گشته جمعى كثير اسير و دستگير گردانيد و با غنايم موفوره از اسبان راهوار و شتران كوه كوهان بادرفتار و فروش و خيام نفيسه مقضى المرام با رئوس قتيلان و اسيران به پايهء سرير ابهت بازگشت و بدين نيكوخدمتى و جلادت پايهء قدر و منزلت خود را ممتاز گردانيد .
پادشاه جهانگشاى از اين فتح به پيوند دولت و اقبال پايدار از خالق پروردگار اميدوار گشته ، اين عطيه را فاتحهء فتوحات دانست . پس از آن رايت جهانبانى و الويهء كشورستانى به نويد تأييد ربّانى به جانب قراباغ برافراشت .
[ 45 الف ] حارسان ولايت و محافظان ثغور كه به فرمان اميرزاده الوند در آن ولايت و مواضع مقيم بودند از صرصر توجّه رايات عزّت و اقبال چون خس از صدمهء سيلاب و جغد از حملهء عقاب راه فرار پيش گرفته به موكب اميرزاده الوند مىشتافتند و چندان كه موكب هميون پيش آمده ، مردم ولايت به حسب قرب و بعد به موكب الوند بيگ مبادرت نموده ، لحظه به لحظه نيران خوف و وحشت در بواطن مخالفان اشتعال مىيافت تا خسرو عالىمقدار در ضمان تأييد پروردگار با پيوند فتح و فيروزى ، مستبشر از قراباغ بىتأمّل عازم نخجوان گرديد و مرتبهاى ديگر پيرى بيگ قاجار را منقلاى ساخته با گروهى از مبارزان شير صولت رخصت ارزانى داشته به طريق مقدّمه ارسال گردانيد .
از جانب اميرزاده الوند ، عثمان نامى مقدّمهء لشكر گرديده در برابر پيرى بيگ قاجار صفآراى گرديد . از طرفين غبار جنگ و جدال مرتفع گشته مبارزان كينه خواه قاصد جان يكديگر گرديدند . بعد از كوشش و كشش بسيار به نيروى دولت ابد قرين عثمان به قيد اسار گرفتار گشته از متابعان وى بسيارى عرضهء تيغ و سنان غازيان غضنفر توان گرديدند . اسيران و پيرى بيگ مرتبهاى ديگر با شاهد فتح و ظفر هماغوش ، به نظر هميون اثر پادشاه بحر و برّ ، سرافراز برگرديد و عثمان را مقيّد به كمند اقتدار در معرض غضب سعير لهب بازداشت .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص١٤٦