وفا مىنمايم و از تضييق اهل گلستان دست كشيده ابواب خروج و دخول بر ايشان مفتوح مىگردانيم » .
همزمان اين عطيات ، فرستاده [ اى ] از نزد شيخ على خليفه ، كه به جهت تحقيق ارباب بغى و طغيان به جانب قراباغ [ و ] آران رفته بود ، رسيد و معروض پايهء سرير ابّهت گردانيد كه : اميرزاده الوند از فتوحاتى كه پادشاه جهان را در ممالك شيروان روى داده به غايت انديشناك گشته ، با سپاهى كه در تحت فرمانش بود نخجوان را معسكر گردانيده رايت عناد برافراشته است . و محمّد قراجه « 1 » نامى را با فوجى از متجندهء آذربايجان به جانب گنجه ارسال داشته تا معبر قومين اولمى « 2 » را محافظت نمايد و ملازمان درگاه خلايق پناه را از عبور مانع باشد . و حسن بيگ شكراوغلى را به كرمادز تومان مشكين [ ؟ ] گسيل نموده تا از آن جانب سپاه فيروزى دستگاه را از توجّه ممانعت نمايد . همگى در دفع اقتدار پادشاه كامكار نهايت اجتهاد مسلوك مىدارند .
بعد از اصغاى مقدّمات ، خسرو گردون صفات يكباره رقم عفو بر جرايد جرايم اهالى گلستان كشيده ، همّت و الا به عزم رزم اميرزاده الوند مصروف گردانيده به تمهيد ساختن زوارق و سفاين و تجديد جسر بر معبر جواد ، امر مطاعه به نفاذ مقرون داشته ، جوشن ميرزا نامى را از پى تمهيد و سامان اسباب و آلات عبور به طرف كنار آب مرخّص گردانيد .
جوشن ميرزا بر حسب فرمان قضا جريان به طرف آب شتافته بعد از انقضاى [ 44 الف ] مدّت معلوم پادشاه فريدون فرّ بر عنان ابلق دلدل شتاب به كنار آب معطوف گردانيد و تا هنگام نزول موكب هميون به كنار آب ، جسرى كه جوشن ميرزا به تكميل آن مأمور بود سمت اتمام يافته مواكب گردون مواكب پادشاهى در كنف تأييد الهى از آن جسر عبور فرمودند . پس با اعاظم امرا و اعيان سپاه و خلفاى فيروزى دستگاه قرعهء مشورت در كيفيّت رزم ميرزاده الوند در ميان انداخته به تدبير و انديشه دفع معاندان دين و دولت لواى عالمآرا و رايت انديشه مرتفع گردانيدند و مقدّمهء سپاه و طلايهداران نخست تعيين نموده همّت و الا بر دفع مخالفان دين و دولت گماشتند .
هامش
( 1 ) د : محمد قواجى .
( 2 ) ف : قومين اولچى .