از نقد و گوهر و اجناس نفيسهء ديگر كه به تصرّف آورد نقل موكب هميون نمايد تا بر جنود ظفر ورود قسمت يابد . خلفا بيگ با اشراف و اعيان باكو به جانب قلعه نهضت نموده ذخاير و دفاين سلاطين شيروان ، كه در ايّام سلطنت به تصرّف آورده شده بود ، پيشكش و مال امانى نيز فراخور استطاعت آن جماعت ستانيده ، مجموع نقود با اجناس و مخزونات دفاين به موكب گردون اشتباه ارسال فرمود . آنگاه به تحقيق قبور ملوك آن ديار ، كه نسبت به حضرت ولايت مرتبت هدايت منزلت [ 42 ب ] شيخ جنيد - قدّس سرّه - عداوت ورزيده بودند پرداخته نبش آن امر فرمود و عظام رميم ايشان را به آتش انتقام سوخته ، مبانى عمارات عاليهء ايشان را به انهدام مصداق
جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
« 1 » گردانيده به باد فنا برداد . پس مقضىّ المرام احترام عليّهء عتبهء سدره مقام پادشاه فلك احتشام بسته ، ناصيهء عبوديّت و اخلاص بر زمين اختصاص سوده به اين نيكوخدمتى پايهء قدر و منزلتش از ساير امرا درگذشت و به مزيد الطاف و عواطف بيكرانه ، سمت امتياز يافته سر افتخار و مباهات به گردون رسانيد .
بعد از تحصيل فراغ از تمشيت قلعهء باكو ، رايح نفاق و نسايم شقاق اهالى قلعهء گلستان مشموم و مهبوب آن سرو بوستان خلافت و نهال گلشن سلطنت گرديد . ايضا از متجنّدهء شيروان شاه كسانى كه استطاعت فرار از ايشان مسلوب بود و بر اساس دولت ابد قرين نيز وثوقى نداشتند بدان قلعه تحصّن جسته بودند و به ليت و عسى روزى به شب رسانيده انتظار بازيچهء روزگار مىكشيدند و متوطّنان حصار را به استظهار ايشان و متانت مقام و كثرت ذخيره وثوقى تمام و اعتمادى لاكلام حاصل گشته ، نقش اطاعت و فرمانبرى بر صحايف ضمير ضرير نمىنگاشتند ، لا جرم لواى گردونساى خاقان كشورستان در كنف تاييد مهيمن مستعان به جانب حصار گلستان در نهضت آمده فتح آن را پيشنهاد همّت والانهمت گردانيد .
چون حوالى گلستان از گلبن خيام سپاه ظفر انجام گلستان گرديد بروج حصار آن را بر امرا و اعيان سپاه تقسيم فرموده در هر مقامى سردارى و در هر طرفى نامدارى تعيين نمودند . نامداران كشورگشاى و دليران نبردآزماى به نيروى دولت پابرجاى محاربه آغاز نموده به صوت سورن و غلغلهء شيون و
هامش
( 1 ) هود : 82 .