تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
پيوست كه امراى عظام محمّد بيگ استاجلو و الياس بيگ ايواوغلى با زمره‌اى از سالكان طريق يكدلى ، به جانب قلعهء باكو شتابند و در تسخير آن حصار و دفع فساد متوطّنان آن ديار حسب المقدور جدّ و جهد بجاى آورند . امراى عالىشأن بموجب فرمان واجب الاذعان به صوب مقصد در حركت آمدند . بعد از وصول به ظاهر آن قلعه حصارى ديدند كه از متانت با بروج سماوى دم از تفوّق زدى و طاير اوهام به بال خيال به مدّت مديد صعود بر شرفاتش از مقولهء امتناع شمردى . جدار رفيع مرتبه‌اش از سنگهاى متّصل واحد صيقل ارتفاع ديده و فصيل گردون عديلش از نشان بروج سماوى سمت متانت و استحكام پذيرفته . سه حدّش آب دريا احاطه نموده طرف ديگر كه از دريا متميّز است خندقى عريض عميق صيانت فرموده ساكنانش به وفور استعداد مستظهر و به كمال شجاعت و جلادت مفتخر ، نظم : [ 41 الف ]
يكى باره‌اى ديد كز محكمى * ازو داشت اين كاخ مينا كمى
به سدّ سكندر درش در ستيز * فلك همچو گردونش بر خاكريز
ز پهناورى خندقش بىگزاف * محيطى به پيرامن كوه قاف
ته خندق و كنگرش بىشكى * يكى در ثرى ، در ثريّا يكى
حصارى نه ، كوهى به فرّ و شكوه * كه ديده ز سنگ تراشيده كوه
القصّه ، امراى مأمور و غازيان غيور در اطرافش نزول نموده در تهيّهء اسباب مقاتله و مجادله به جدّ تمام شروع نمودند . محصوران نيز در مقام مدافعه بر بروج منازعه برآمده دست به انداختن تير و سنگ برآوردند و از طرفين كوشش و كشش به قدر توان و طاقت به فعل آوردند . چون تسخير آن حصار از راه يورش از حيّز امكان بيرون و از طاقت بشرى افزون بود مدّت محاصره امتداد تمام يافته از اين امتداد ضمير صافى طويّت و راى صواب رؤيت پادشاه ذى فراست مستشعر گرديد كه تسخير آن قلعه از مكنت امراى عظام مسلوب است ، لا جرم رايت عزيمت بدان صوب ارتفاع داده از طلوع ماهچهء رايت ظفر آيت ساحت آن ديار منوّر گرديد و به مقاليد
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ
« 1 » ابواب فتح و ظفر بر روى روزگار سعادت آثار امرا مفتوح گردانيد . چنانچه كيفيّت اين اجمال به تفصيل از مشاهده و مساعدهء تقرير مأمول است .
هامش
( 1 ) انعام : 55 .