تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
زمين برداشته به جانب منزل هميون در حركت آمد و به نوازش و پرسش جمعى از ارباب ارادت و اخلاص ، كه در آن خطّه اقامت داشتند و به سبب كثرت عيال محافظت اموال متقاعد بودند ، مشغولى نمود . در آن زمان على بيگ چاكرلو والى اردبيل بود و به وفور لشكر و امداد ميرزا محمّد طالش ، به غايت قوى و مستظهر . بنابراين اقامت خدّام بارگاه فلك احتشام در آن ديار متعذّر بود ، لا جرم در خلوتى خاص زمره‌اى از اهل اختصاص مثل : مبارز الدّولة عبدى بيگ شاملو تواجى و حسين بيگ لله و خليفةالخلفايى و غيرهم را طلب داشته نقش استشاره بر صفحات خاطر ايشان كشيده به لفظ گهربار درر نثار ادا فرمود كه : « به سبب وفور سپاه و استعداد اهل خلافت توقّف در اين ولايت از رعايت حزم دور است . الحال روى توجّه به كدام جانب آوريم كه مثمر نهال مقصود گردد و كدام عرصه را امضاء كارزار گردانيم كه سمند مراد را جولان كامروايى حاصل آيد ؟ » مستشاران مؤتمن معروض داشتند : « به هر طرف كه رأى صوابنماى شهنشاهى كه مهبط انوار الهى است قرار يابد هر آيينه به صواب اقرب خواهد و صور تأييدات صورى و معنوى از چهرهء نقاب به أحسن وجه خواهد گشود » . آن حضرت بعد از ساعتى تأمّل بر زبان الهام بيان گذرانيد كه : « أنسب آن است كه نخست اعلاى دين سيّد المرسلين فاتحهء جهانگيرى ساخته علم توجّه به غزو كفّار گرجستان مرتفع سازيم و تيغ جهاد از نيام انتقام بيرون آورده عنان قتال به ميدان اهل كفر و ضلال معطوف داريم تا به مقتضاى فضّل [ اللّه ] المجاهدين على القاعدين درجه به درجه بهبود و مرتبهء مقصود را فايز گرديم » . امراى عظام و خلفاى ذو الاحترام بنا بر آنكه در آن وقت زياده از سيصد نفر در موكب هميون موجود نبودند معروض داشتند كه : « آنچه به دولت ابدى أنسب مىنمايد آن است كه به سنّت سنيّهء سلطان حيدر عمل نموده نخست مسرعان به اطراف و اكناف اقطار [ 30 الف ] و امصار فرستاده ارباب ارادت و طالبان افادت را از داعيهء محاربه تربيت داده به ميعاد مقرّر در موكب ظفر اثر مجتمع گردند و آنگاه به استظهار تمام روى به دفع اهل ظلام آورده روز دولت ايشان را به شام نكبت تبديل دهيم » . اين سخن موافق طبع هميون اوفتاده احكام مطاعه مصحوب قاصدان سخن‌دان