مبذول داشته در كنف حفظ و حمايت سبحانى به صوب معسكر بارانى توجه فرمودند .
در خلال اين احوال غازيان ظفر شعار و مجاهدان شجاعت آثار كه حكم جهانمطاع جهت احضار ايشان به اطراف و ارباع ارسال داشته بودند فوج فوج و گروه گروه به موكب هميون ملحق گرديدند و روى اخلاص بر ساحت حضور اختصاص ظفر نهاد به اصناف عواطف مستظهر و مستمال مىگشتند ، چنانچه در حين توجّه به صوب منزل سلطان حسين يك هزار و پانصد سوار در ظلّ رايت فتح آيت جمع آمده بودند .
چون نواحى معسكر سلطان حسين از نزول موكب هميون چون سپهر برين منوّر گرديد ، رأى عالمآراى ظلّ اللّهى چنان اقتضا نمود كه موافقان با منافقان در حرب و نصب خيام [ 31 ب ] امتزاج نيابند . پس فرمان قضا امضا به صدور انجاميد كه مضرب خيام ظفر انجام موكب هميون آن برگزيدهء سبحانى از مواضع مساكن اتباع بارانى به مسافت پارهاى راه دور تر باشد . امتثالا لأمره الأعلى در يك طرف معسكر آن جماعت مضرب خيام سرادقات سعادت انجام و محلّ قيام عساكر ظفر فرجام معيّن گردانيدند . روزى چند در جوار آن جماعت بسربرده به تجديد از گل وفاق ايشان رايحهء نفاق به مشام هميون آن خسرو آفاق رسيده ، دانست كه از سحاب موافقتش جز باران مكسّر متقاطر نمىگردد و از مزرع مجاورتش بجز دانهء غدر نمىرويد ، لا محاله از آن منزل خيام سكون انداخته رايت ارتحال برافراشتند .
چون سلطان حسين بر اين عزيمت مطّلع گرديد ، امراى عظام و خلفاى كرام را طلب داشته بر زبان خديعت اظهار اخلاص نمود كه : « چون نوّاب فلك جناب را ارادهء كشورستانى و خيال جهانبانى بر مراكب اقبال نشانيده و بر ملازمان معلوم است كه از صدمهء اقتدار معاندان دولت مبانى شوكت و اقتدار قوم قراقوينلو انهدام پذيرفته ، بر بنده واجب است كه تا جان در بدن و قوّت در تن باشد در استيصال و دفع ايشان سعى بليغ بجاى آورد ، مناسب آنكه ملازمان درگاه از اين دولتخواه مفارقت اختيار ننمايند تا به امداد و استظهار يكديگر اساس دولت مخالفان را با خاك نكبت مساوى داريم و در قلع استيصال اهل بغى و ضلال ، مساعى جميله به ظهور آوريم و پيوسته راه وفا و وفاق دولت روز افزون پيموده هيچيك از اصحاب عناد و شقاق را برقرار نگذاريم » .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص١٢١