13 گفتار در مبدأ ظهور دولت ابد قرين شهنشاهى و طلوع خورشيد عالم افروز ظلّ اللّهى از افق عنايات نامتناهى جلّ جلاله
واقف امور و كاشف ما فى الصدور الّذى بيد تقديره تدبير الأمور استعداد امرى كه در جبلّت صاحب فطرتى مفطور گرداند از مبادى تنسيم صباى صبى و اوايل گلستان نشو و نما همگى همّت عالىنهمتش بر ظهور آن مصروف دارد ، إلّا بموجب الأمور مرهونة باوقاتها تا هنگام ظهور و بروز هر چند كمند سعى بر شرفات حصار مقصود اندازد صعودش تيسّر « 1 » نپذيرد .
نظير اين مقال ، احوال پادشاه صاحب اقبال شاه اسماعيل بن شاه حيدر صفوى است كه واهب المواهب استعداد كشورستانى و قدرت جهانبانى در طينت باطنش مقصور گردانيده ، امّا صغر سنّ و فقدان اسباب گيتىستانى و قلّت غازيان ، هريك دليلى بود قاطع بر عدم تحقيق « 2 » آن . لا جرم همّت بلند نهمت ارجمند پادشاه مؤيّد من عند اللّه از زمان ابتداى تباشير صبح دولت و هنگام طلوع نيّر شوكت همواره متوجّه آن بود كه تيغ جهانگيرى از نيام كشيده رياض گلشن مملكت از خار طغيان معاندان دين و دولت پاك سازد و به زلال خنجر زمرّدفام مزارع ملك و ملّت را نضارت بخشنده لواى كشورگشايى به ذروهء تدبير مهر و ماه رساند . تا در شهور سنهء خمس و تسعمائه [ 905 ه / 1499 م ] نيّر اين معنى از افق خاطر خورشيد مآثر هميونش طالع گشته به احضار امراى اخلاص پيشه و خلفاى صاحب انديشه [ 28 الف ] فرمان هميون از مصدر جلال صادر گردانيد . ( 35 )
آن جماعت بر حسب فرمان لازم الاتّباع پروانهء آن شمع انجمن ولايت گشته زبان به دعا و ستايش گويا گردانيدند و بر حاشيهء بساط خلافت مناط مترصّد فرمان نشسته همگى گوش به استماع فرمان گشودند تا بعد از ساعتى از درج
هامش
( 1 ) ف : تيسير ؛ د : تميز .
( 2 ) كذا : شايد تحقق .