تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
عالىمقدار و در خور آن شاهزادهء سپهرمدار تواند بود ، در ركاب فلك‌فرساى هميون روان گرديده در متنزّهات آن ولايت منزلى كه در خور نزول اجلال آن قدوهء اقبال تواند بود تعيين نمود و جهت منتسبان و متعلّقان نيز منازل بهشت‌نشان مقرّر فرموده اصناف ضيافت و انواع اقامت به قدر امكان جهت هريك جداگانه ارسال داشت و قدوم ميمنت لزوم ايشان را بر خود به فال مبارك دانسته در هر چند وقت انواع نعم به رسم مهمان‌نوازى و اقامت به سركار شهرياران مىفرستاد . پس از انقضاى مدّت معلوم سيّد ابراهيم خيال مراجعت به وطن مألوف نموده دوازده ترك حيدرى را كه شعار منتسبان آن خاندان بود از سر برداشته طاقيه را ، كه كسوت تراكمهء آق‌قوينلو ( 33 ) بود [ 27 ب ] بر فرق نهاده لواى مراجعت به صوب اردبيل مرتفع گردانيد . امّا پادشاه اسكندر اساس مدّت شش سال و كسرى در گيلان لاهيجان تشريف داشتند . ( 34 ) در آن اوان فوجى از صوفيان صادق‌العقيده كه ملازمت ركاب هميون را از معظمات امور مىدانستند مسمّى به صوفيان لاهيجان شده - آن جماعت را بين الأقران قرب و منزلتى ديگر است - بعد از انقضاى مدّت مذكور به معاضدت و تأييد كريم غفور ابواب كشورگشايى مفتوح فرموده مبانى بدعت و ضلالت منهدم گردانيدند - فبها « 1 » انا اشرع في تقدير وقوعه على ما دفع ان وجد التوفيق من الموفّق الكريم .
هامش
( 1 ) ف : فها ، د : فيها .