تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
به استعمال تيغ و تير اين سوداى زيان‌نما از سر ايشان بيرون بريم » . يعقوب بيگ چون ديدهء بصيرتش به صفت
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ
« 1 » موصوف بود راه صواب بر وى مشتبه گشته از استماع اين مقدّمه متزلزل خاطر گرديد و چهار هزار سوار رزم‌خواه به سردارى سليمان بيگ بيژن كه از اعيان سپاهش بود به مدد شيروان شاه تعيين نمود . آنگاه كتابتى مشتمل بر رخصت محاربه و اجتهاد تمام در اين باب قلمى نموده سپاه كينه خواهش را مرخّص گردانيد . امّا قبل از ورود سليمان بيژن به شيروان ، سلطان حيدر از راهى ديگر كه در شمال شيروان است به طرف مسكن كفّار توجّه فرموده طايفه‌اى را كه به قدم ارادت و اخلاص پيش مىآمدند از موايد انعام بهره‌ور مىگردانيد و گروهى را كه طريق سركشى و استنكاف مىپيمودند به تيغ بىدريغ به سزا مىرسانيد . تا حوالى تيمورقاپى ( 26 ) معسكر جناب نقابت اقبالى گرديد . اهالى آن بلده به متانت حصار و آلات حرب بسيار مغرور گشته ابواب خروج و دخول مسدود گردانيدند و بر شرفات بروج مقابله برآمده به انداختن تير و سنگ بناى ديانت خويش منهدم مىگردانيدند . سلطان حيدر نيز فتح آن قلعه پيشنهاد همّت والانهمت ساخته دلاوران جلادت‌گستر و غازيان دلاور را به محاصرهء ايشان تحريض نموده بعد از كوشش بسيار يك برج از بروج آن قلعه انهدام يافت . مقارن اين حال به وضوح پيوست كه سليمان بيژن بفرمودهء يعقوب بيگ با بسيارى از لشكر آذربايجان به شيروان شاه ملحق گشته به نيّت كارزار متوجّه اين ديارند . سلطان حيدر پس از استماع اين خبر از ظاهر قلعه كوچ كرده به استقبال مخالفان در حركت آمد و در نواحى طبرسران بين الفريقين اتّفاق مصاف افتاده آن دو سپاه رزمجوى در برابر يكديگر صف‌آراى گرديدند و آنچه از لوازم سردارى و صف‌آرايى بود از طرفين به فعل آوردند . در آن روز [ 21 ب ] هلاكت‌اندوز ، آن قدوهء ابرار ، چون حيدر كرّار ، به نفس گرامى مباشر قتال گرديده با زمره‌اى از مجاهدان دين بر صف اعدا حمله برده بسيارى از آن مدبران را بر خاك ادبار انداخت . در اثناى آن گيرودار سليمان با آن سلطان حيدر توان در مقام محاربه برآمده در حملهء اوّل به ضرب نيزه و قوّت بازوى حيدرى از پشت زين بر روى
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه‌اى هشتاد و چهارم سورهء يوسف .