9 تقرير مقال در محاربهء سلطان حيدر صفوى با اهل شيروان و شهادت يافتن آن ستوده صفات ، به تقدير مقدّر موت و حيات
سلطان حيدر در مدّت زندگانى پيوسته به انقياد
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ
« 1 » ابواب قتال بر روى كفّار و اهل ضلال گشوده اجر آن را ضميمهء اجور ساير عبادات مىگردانيد و بسيارى از تشنه لبان به وادى بطلان را به آب تيغ آتشبار از سرچشمهء جهنم سيراب ساخته در سايهء شجرهء زقّوم نشانيده تا آنكه در اواخر حيات با كثيرى از سالكان طريق نجات به جانب دربند و شيروان توجّه فرمودند تا با كفّارى كه در آن طرف دربند توطّن دارند ابواب جهاد مفتوح دارند . امّا چون فرّخ يسار بن خليل كه در آن عهد شيروان شاه بود و دخترش در حبالهء نكاح ميرزا يعقوب بن حسن بيگ ، كه در آن اوان فرمانفرماى عراقين و آذربايجان بود انتظام داشت ، از عزيمت آن حضرت آگاه گشته به توهّم آنكه چون رايت استقلال سلطان حيدر ارتفاع يابد ملك از حيطهء تصرّفش بيرون خواهد رفت به مضمون ، بيت :
هر چه آيد از آن خلل در كار * هست اوّل علاج آن ناچار
عمل نموده سفيرى از روى استعجال ، نزد يعقوب بيگ فرستاد كه : « سلطان حيدر لواى كشورگشايى را برافراخته با لشكر فيروزى اثر قزلباش « 2 » متوجّه طبرسران گرديده ، يقين كه هرگاه فتح آن ولايت تيسّر پذيرد ، خيال انتزاع ديگر ممالك از ضمير خورشيد نظيرش سر خواهد كشيد . يمكن كه اختلالى به مبانى شوكت و جهانبانى ما و شما راه يابد . أولى آنكه ايشان جمعى از دليران [ 21 الف ] آستان سلطنت به كمك و استمداد نزد اين دولتخواه ارسال دارند تا به امداد آن جمع در برابر سپاه قزلباش صف كشيده سدّى ميان ايشان و مقصد حايل گردانيم و
هامش
( 1 ) توبه : 5 .
( 2 ) ف : قزلباش : حذف .