ممكن است ، رقت به خرج دهد ، بنابراين ، شاعر بر حسب مقامى كه شعر مىگويد ، ( بطور مثال ) بيابانى را با پشتههايش و ديگر چيزهايى كه دارد توصيف مىكند ، قهرا طبع خشن و ناهنجارى خواهد داشت و طبيعت موضوعى كه شاعر عهدهدار بيان آن است چنين اقتضا مىكند اما اگر موضوعى را كه شاعر درصدد بيان آن است ، اوصاف و خصلتهاى خوب باشد بىترديد به نرمى و ملايمت بيان خواهد كرد ، آرى شاعر برازنده كسى است در هر مقامى ، سخن مناسب با آن را برگزيند .
( 1 ) امرء القيس در آخر عمر پس از گرفتاريهايى كه برايش پيش آمد رقت قلب پيدا كرد و اشعارش ملايم بود كه ما در مقام نقل ادبيات و اشعار او نيستيم تا بيمارى و گرفتاريهاى او را شرح دهيم ، و همچنين اعشى و كعب بن زهير موقعى كه پيامبر اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - را مدح گفتند ، اشعارشان نرم و لطيف و موافق با اخلاق و مكارم پيامبر ( ص ) بود بنابراين رقّت اشعار فرزدق در اين قصيده آن قدر عجيب و دور از حقيقت نيست كه باعث انكار و ترديد شود .
در اينجا لازم است كه توضيح دهيم ؛ فرزدق علاقهء قلبى فراوانى به اهل بيت عليهم السلام داشت و اين كه اشعار زيادى دربارهء آنان نگفته است از ترس اذيّت و آزار امويان بوده است . « 1 »
آرى فرزدق گرايش و ميل قلبى به علويان داشت و همين الهام قلبى بود كه او را به ستايش امام عليه السلام واداشت ، سيد مرتضى مىگويد : « فرزدق شيعه و علاقهمند به بنى هاشم بوده است و در آخر عمر ، از فسق و فجور و گناهان خود دورى جست و به راه و روش دين بازگشت علاوه بر آن ، در خلال عمرش نيز از دين ، نبريده بود و بىاعتناى به امور دينى نبود . » « 2 » به هر حال نسبت اين قصيدهء بلند به فرزدق از جمله امورى است كه شك و ترديد بر نمىدارد و نقل و روايت در نسبت آن به فرزدق ، در حد تواتر است .
هامش
( 1 ) امام زيد : ص 28 - 29 .
( 2 ) سرح العيون : ص 390 .