ساحت قدس آنان بالاتر از اين است كه خوارى و زبونى را بپذيرند ، خو و خصلتشان بزرگوارى و دستهايشان به بذل و بخشش عادت كرده است ، كدام فرد از خلايق است كه نعمت ولايت آنان در گردنشان نباشد زيرا اين حقيقت مسلمى است ( نيازى به برهان ندارد ) ، هر كس سپاسگزار خدا باشد ، از اين حقيقت مسلم سپاسگزار خواهد بود ، زيرا كه دين از خاندان اين بزرگوار به تمام مردم عالم رسيده است .
( 1 ) اين قصيدهء بلند از ديگر اشعار عربى اين امتياز را يافت كه به خاطر شوريدن بر باطل و يارى كردن حق ، در طول تاريخ جاودانه ماند ، زيرا كه در زمانى فرزدق مناقب اهل بيت عليهم السلام را بر زبان آورده است كه بر دهانها مهر زده بودند و زبانها لال شده بود ، بطورى كه هر كس سخنى دربارهء اخلاق و رفتار و يا فضايل ايشان مىگفت از طرف حكومت ستمگر اموى كه تمام نيروى خود را براى نابود كردن آثار اهل بيت از صفحهء هستى به كار انداخته بود ، به دست اعدام و نابودى سپرده مىشد .
فرزدق در قصيدهء خود ، در برابر مردم شام و ديگر حجّاج ساير كشورها دربارهء امام بزرگوار سخنانى گفت كه خود ضربت سهمگينى براى سياست اموى شمرده مىشود ، بستانى در تعليقات خود بر اين قصيده مىگويد : « و دانشمندان و مورخان دربارهء فرزدق گفتهاند : همين يك قصيده كافى است كه باعث رفتن فرزدق به بهشت گردد . » « 1 »
علاوه بر همهء اينها كه قصيده داراى صراحت و صداقت تمام و پشتيبانى از حق و حقيقت است از زيبايى مخصوصى در انسجام و هماهنگى اشعار برخوردار مىباشد . سيد على مدنى مىگويد : اما انسجام اشعار اين قصيده به قدرى است كه قابل درك نيست و در حدى است كه ديگرى را توان آن نمىباشد ، براستى كه از هر گونه حشو و زوايد بر كنار و از زيباترين انسجام برخوردار است . و
هامش
( 1 ) دائرة المعارف بستانى : 9 / 356 .