تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بود كه پيامبر ( ص ) از دنيا رفته بود . « 1 » مردم اطراف امام سجاد عليه السلام را گرفتند و به مصائب دردناكى كه بر امام عليه السلام گذشته بود تسليت مىگفتند و خود را در غم و اندوه وى شريك مىدانستند . ( 1 )

خطابهء امام زين العابدين

امام عليه السلام تصميم گرفت تا مصائب و بلايايى را كه بر اهل بيت گذشته است براى مردم مدينه بازگو كند در حالى كه از شدت ناراحتى و بيمارى قادر بر سر پا سخن گفتن نبود ، غمهاى فراوان آن حضرت را در هم فشرده بود ، اين بود كه چهار پايه‌اى آوردند و امام نشست ، رو به جمعيت مدينه كرد و گفت : « الحمد لله رب العالمين ، الرحمن الرحيم ، مالك يوم الدين ، بادئ الخلق أجمعين ، الذي بعد فارتفع في السماوات العلى ، و قرب فشهد النجوى ، نحمده على عظائم الأمور ، و فجائع الدهور ، و ألم الفجائع ، و مضاضة اللواذع ، و جليل الرزء ، و عظيم المصائب الفاظعة ، الكاظة ، الفادحة ، الجائحة . » « سپاس خداوندى را كه پروردگار جهانيان ، بخشنده و مهربان ، فرمانده روز جزا و آفريدگار همهء خلايق است ، خداوندى كه از ادراك عقول برتر و رازهاى نهان در نزد او آشكار است . سپاس مىگزارم آن خداوندى را بر اين امور مهم و مصائب خطير ، و رويدادهاى طاقت فرسا ، و غمهاى گدازنده و حادثهء عظيم و مصائب جانسوز و سهمگين و كشنده . » ( 2 ) « أيها القوم إن اللّه تعالى ابتلانا بمصائب جليلة ، و ثلمة في الإسلام عظيمة ، قتل أبو عبد اللّه الحسين و عترته ، و سبيت نساؤه
هامش
( 1 ) لهوف : ص 116 .