و شيون از هر سو بلند بود تا اين كه به مسجد پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - رسيدند و عقيلهء آل ابى طالب دو طرف در را گرفت و جدّ بزرگوارش را مخاطب قرار داد و عرض كرد :
« اى جد بزرگوار ! برادرم حسين را كشتند و من خبر شهادت او را براى شما آوردهام ! » « 1 » بانوان و پردهنشينان وحى براى سيد الشهداء عليه السلام عزادارى كردند و به سوك نشستند ، همگى لباس سياه پوشيدند و شروع به جانسوزترين شيون و افغان كردند .
( 1 )
اندوه امام زين العابدين
امام زين العابدين عليه السلام تمام اوقات شبانه روزش را در غم و اندوه بر پدر و ديگران شهيدان اهل بيت مىگذراند ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« جدم على بن حسين ( ع ) بيست سال تمام بر مصيبت پدر بزرگوارش گريست و هيچگاه غذايى مقابل او نگذاشتند مگر اين كه با ديدن آن غذا به گريه در آمد . « 2 »
يكى از مواليانش بر او خرده گرفت و عرض كرد :
« من بر حال شما بيم دارم و مىترسم كه خود را هلاك كنيد . »
امام عليه السلام در پاسخ او ، با ملاطفت فرمود :
هامش
( 1 ) مقتل الحسين مقرم : ص 472 .
( 2 ) امام زين العابدين احمد فهمى ، ص 31 . ملاحظه مىفرماييد در اين حديث آمده است كه مدّت گريه امام بيست سال بود و در بعضى منابع و كتب مقاتل ( مانند منتهى الآمال : 1 / 542 ) از قول امام صادق ( ع ) چهل سال ذكر شده است كه با توجه به مدت عمر امام سجاد ( 57 سال به قول صحيح ) و سى و پنج سال زندگانى آن حضرت پس از واقعهء طف ، چهل سال نمىتواند مقرون به صحت باشد ! - م .